نظر یک کارگردان عضو انجمن بازیگران و عضو انجمن کارگردانان خانه تئاتر

این روزها اعضای فعال و هیات مدیره انجمن بازیگران خانه تیاتر سخت مشغول آماده سازی جشن بازیگر و روز جهانی تیاتر هستند...

این روزها شور شعفی بین بچه ها برقرار است ... گاه با اعصاب خوردی ...گاه با دلخوری و گاه با مهربانی و دل خوشی ....و گاه شاید ...

افرادی که در این خانه دور هم گرد آمدند تا پرچم سندیکای تیاتر را بالا نگه دارند و می خواهند تا برای افراد این خانه چراغش که کور سویی بیش نیست، روشن نگه دارند. بی ریا و خالصانه بدون چشمداشتی کار می کنند و دلخوش ها فقط در حد تشکیل جلسات و برگزاری مجمع ها و رسیدگی به مشکلات کارگران خانه تیاتر هستند...

می خاهم از همین جا بگویم ... جناب کارگر دان ، ما کارگر باشیم بهتر از این است خانواده تیاتر ...نه عایدی دارند و نه هیچ...

اما به دید خیلی از افرادی که از دور فقط دستی یا سری ، برای ما تکان می دهند ، ما یک عده کارگر هستیم که مانند مورچه های کارگر دور خود می لولیم...

یا به دید یکی از کارگردانان مطرح تیاتر که خیلی پرمدعا هم هست ...خانه تیاتر به دو قسمت تبدیل می شود یه مشت بورژوا هستند که به فکر منافع خود هستند و یه عده دیگر (ما را می گفت)

که فقط ادعا کنیم... از حرف تا عمل فرسنگ ها راه هست... راست می گویید شما به میدان بیایید... دل و جرات و جربزه اش را دارید؟ بسم الله...

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""س ا ر ا ...همون مورچه کارگر تیاتر

 

پاسخ  هژیرآزاد

سارا جان

در شرایط خاصی  زندگی می کنیم که آدما همه چی را آماده و هولو بیا برو تو گلو میخوان . خودشون نمی خوان زحمتی براش بکشن . اگه بگن خانه تئاتر دم پایی داره میده برای گرفتنش  خواهی دید که چه ها خواهد شد. اما حاضر نیستند قدمی رایگان و بی چشمداشت برای روشن نگاه داشتن چراغ این جمع بردارند که پشت گرم به  استوره هایی چون انتظامی و راد و فراهانی و صادقی وهمکاران و دوستان جوانتر ی که آن ها را در کسوت هیات مدیره یاری می دهند. آن ها حاضرند رایگان و بدون دریافت دیناری برای برقراری خانه ای کوچک اما مال خودشان زحمت بکشند و وقت بگذارند. اگر به شما بگویم که هنوز چهل درصد از اعضاء حق عضویت سی تومنی پارسال خود را نداده اند تعجب می کنی ؟ ! این درحالی است که  خیلی ها منتظرند که خانه تئاتر غول چرا غ جادویش را احضار کند و همه چیز برای ایشان (از نوع عالی ) مهیا و دو دستی تقدیمشان کند نمی دانند که اصل موضوع هنر در این ملک مساله است. هنر را در همه عرصه ها مردم نگه داشته اند اگر استقبال مردم از هنر نبود. اگر توجه مردم از هنر نبود. در تمام تئاتر ها و سینما ها مهر و موم می شد.وتبدیل به پاساژ می شد. حالا صنف و خانه و انجمن  و سندیکا که جای خود دارد.

شرم آوراست که جوان همکاری, در قرن بیست و یکم , وحتما تحصیل کرده و روشنفکر , روی صحنه , و رو به دور بین می گوید صنف به چه درد می خورد؟ مگر برای ما چکار کرده ؟ جالب است که همین فیلم مستند که ایشان افاضات فرمودند، توسط صنفش در فیس بوک پخش شده به معرض دید و شنود عموم قرار گرفته . این جوان نمی داند یا می داند و خود را به نشنیدن و دیدن می زند. امروز روز  یازده اردیبهشت و روز کارگراست. در تمام جهان امروز ، کارگران راه پیمایی می کنند و خواسته ها و مطالباتشان را از طریق صنفشان اعلان می کنند. اما در ایران راهپیمایی برای صنف غیر قانونی اعلام می شود. اما فعالیت صنفی با وجود ممنوعیت  ها،  به دلیل فهم و حضور اعضاء درصنف به هر طریق ادامه  می یابد و این جا و آن جا خبرش می رسد. این جوان حرف آن هایی را می زند که راهپیمایی کارگران را ممنوع کرده اند. البته ایشان درست می گویند که بیمه هستند ، و نیازی به بیمه درمان، از کار افتادگی، و بازنشستگی ، نداردند احتمالا یا بیمه بابا ، یا مامانشون هستند و یا این قدر پول دارند که به طور خویش فرما خودشان را بیمه کرده اند و نیازی به بیمه از طریق صنفشان ندارند. آبله خانه تئاتر مال  ایشان نیست  از آن همکارانی است که این پشتوانه های مالی را ندارند. و ما افتخار می کنیم که برای ایشان کار می کنیم.

به آن کارگردان محترم هم باید می گفتی مورچه کارگر بودن بهتر از طفیلی  بودن است . تو که آمدی حق عضویت خودت و بچه ها و خانمت را بدی و بیمه طلایی بگیری، چرا این حرف را می زنی؟ باید می گفتی ، آری  من کارگری هستم که بی چشمداشت  به همکارانم کمک می کنم که تو و خانواده ات بیایی و بیمه طلایی بشوی و خدای ناکرده مریض شدید بهتان فشار نیاید. ما افتخار می کنیم که کارگر مجانی باشیم و مثل این کارگردان پر افاده انگل نباشیم که از زحمت دیگران استفاده کنیم  فخر هم بفروشیم و آنان را کارگر بی جیره و مواجب ببنامیم . خسته نباشی.