اخیرا در جریان تشکیل هیئت موسس و انتخابات اولین هیئت مدیره انجمن تماشاخانه های خصوصی هستیم.
می دانیم که در تیاترامروز  ایران کارفرمای خصوصی تا کنون مصداق نداشته است بنابراین در خانه تئاتر که تنها نهاد مستقل صنوف هنرهای نمایشی کشور است ،انجمن کارفرمایان یا تهیه کنندگان یا با اسم جدید تماشاخانه داران وجود نداشته است.
حال که تعداد تماشاخانه های خصوصی اجاره ای یا ملکی زیاد شده باید تقاضای ساماندهی انجمنی در خانه تئاتر میدادند درحالی که آنها تقاضا را به مرکز هنرهای نمایشی یا شهرداری یا نهادهای کارآفرین دادند.و این نهادها هم بدون مشورت و راهنمایی آنها به سمت خانه تئاتر، راه را برای تشکیل انجمن صنفی جدیدی هموار کردندکه کاملا جدا از جامعه تئاتری برای خودش تصمیم بگیرد و عمل کند.
پول پول را و سرمایه سرمایه را میجوید  و برای فرار از قانونمندی به خیال خودشان قوانین جدید وضع کرده اند.
ممکن است فکر کنید من با تماشاخانه ها مخالفم . خیر. من با عدم کنترل آنها توسط یک نهاد بالاتر مخالفم.
مشکلات فراوانی که برای تئاتری ها در سالهای اخیر پیش آمده و بی اصولی تماشاخانه ها مرا وامی دارد که آنها را به رسمیت نشناسم مگر انجمنی از انجمن های خانه تئاتر باشند.
در مصاحبه اخیرشان آقای چگینی میگوید ما میخواستیم انجمن صنفی باشیم نه مثل خانه تئاتر یک موسسه.
و گفته انجمن صنفی زیر نظر وزارت کار است و بالاتر از موسسه است.
انجمن صنفی می تواند با تقاضای چند نفر در وزارت کار ثبت شود ولی تعریف کارش باید مشخص باشد.
انجمن صنفی تماشاخانه های خصوصی  دارای هویت کارفرمایی است و باید پاسخگوی اهالی تئاتر و تهیه و تولید نمایش ها باشد و نحوه استخدام و پرداخت دستمزدهای عواملی که در آنجا اجرا میکنند مشخص و با قرارداد معلوم باشد...
چرا فکر میکنید اگر جزو خانه تئاتر نباشید خیلی مترقی و پیشرو هستید.
خیر اینطور نیست.
تماشاخانه ها که خانه اشان را روزانه به اجراها کرایه میدهند به این صورت نمی توانند موجه باشند.
دوستان عزیزی که تماشاخانه دارید یا قصد دارید تماشاخانه ای تاسیس کنید به خانه تئاتر بیایید و انجمنی تاسیس کنید که تابع قوانین حاکم بر کلیه همکاران تئاتری اعم از کارگردان ها تا انجمن کارکنان فنی باشد.
عضویت خانه تئاتر محدودیتی برای عضویت در سایر انجمنها و نهادهای صنفی ایجاد نمیکند.
دوستان و همکاران عزیز تئاتری بدانید اگر انجمن صنفی بدون تمرکز در خانه تئاتر باشد ،خانه تئاتر مسئولیتی در قبال مشکلات ما نخواهد داشت .
اگر این حرف را نمی پذیرید و لی قبل از مراجعه به هر تماشاخانه خصوصی و عقد قرارداد بدانید....مرکز هنرهای نمایشی هم در نهایت از شما دفاع نخواهد کرد زیرا باید حامی سرمایه باشد.
آیا غیر از این است ؟
آیا روند بیمار گونه اجاره تماشاخانه های دولتی شروع نشده است.
حتی پارکینگ ها و پلاتوهای دولتی را اجاره میدهند و میفروشند.
اجازه ندهیم ما شبانه روز فکر و کار و تلاش کنیم که چراغ سالنها روشن باشد و حقوق مدیران و کارمندها تامین شود.
بیایید کار کنیم تا تئاتر وجود داشته باشد. اگر خانه تئاتر کاستی هایی دارد برای رفع آن بکوشیم چون آنجا خانه ماست.
خانه تئاتر کشور من است  برای سربلندی و رفع مشکلاتش میکوشم و به کشور دیگری پناهنده نمی شوم .


مریم کاظمی

 

مرقومه دوم مریم کاظمی

 
"ای کاش جوان بودم"
خوب به سلامتی مرکز تخصصی مشاوره تئاتر برای جوانان افتتاح شد.
تبریک به آقایان فرهاد مهندس پور،حسن معجونی،اصغر دشتی،حمیدپورآذری وسعید بهنام.که با دلسوزی برای نسل جدید دانشجویان و هنرجویان تئاتر طراحی ،اندیشه و کار میکنند و مراقب هستند که بیراهه نروند ... مسیر درست را تشخیص دهند و حتما از مرکز مشاوره تخصصی تئاتر برای ارتقای کیفیت تئاتر هایشان در آینده استفاده کنند.
و تبریک به جوانان جویا و نوپای  تئاتر که چنین اساتید کارکشته و با تجربه ای دارند که با احراز بالاترین مقام علمی و تجربی در تئاتر امروز حاضرند وقت و اندیشه گرانبهایشان را بدون چشمداشت و نظر خاصی در اختیار جوانان و دانشجویان قرار دهند.
و باز چقدر خوشبختی که این اسامی میتوانند  با رایزنی و تلاش شبانه روزی آنقدر نفوذ و امکانات در تشکیلات اداری تئاتر امروز برای جوانان امروز فراهم کنند. به عنوان نمونه در نظر بگیرید تبدیل سالن قشقایی یکی از سالن های فعال و مرکزی شهر به مرکز مطالعات قشقایی چقدر همت و ایده و تلاش میخواست و چقدر از خود گذشتگی برای کمک به ایده های نو و جوانان نوپای تئاتر به همت اقایان دشتی و پورآدری به وجود آمد. البته کمک های مدیر بت خانم پریسا مقتدی هم نباید فراموش بشه.
بله . من چیزی نمی توانم بگویم جز همین "کاش جوان بودم" و تازه وارد دنیای تئاتر شده بودم.
و افسوس که در دوران جوانی من ،چنین اساتید دلسوز و مترقی وجود نداشتند چنین تشکیلات مهمی موجودیت نمی یافت .
اکنون برای من دیر است من قدیمی هستم و متاسفانه چون از قبل جذب "خانه تئاتر"شده ام ،همان جا می مانم.
ولی موفق باشید و روی کمک خانه تئاتر هم حساب کنید.
ما هم امکاناتی داریم . سالن اجتماعات ،  اتاق ،دفتر،دبیرخانه،آبدارخانه و..... که بزودی همه آنها نو و مدرن می شود.


مریم کاظمی

 

پاسخ آقای "شاهین چگینی" عضو انجمن صنفی تماشاخانه های خصوصی، به خانم مریم کاظمی

 ✅✅✅متني با عنوان " چرا انجمن صنفي تماشاخانه هاي خصوصي دچار توهم هستند؟ "
روز گذشته به قلم سركار خانم مريم كاظمي در فضاي مجازي منتشر گرديد و به دست اهالي تاتر رسيد و خوانده شد ، كه پيرو آنچه در آن نوشته آمده است ، مخاطب اصلي متن "انجمن صنفي تماشاخانه هاي ايران " است كه به زعم ايشان ، متوهم ، قانون گريز ، غير رسمي و ناموجه مي باشد!!
حسب وظيفه قانوني ام در هييت مديره انجمن صنفي مذكور نبود هيچگاه تمايلي به پاسخگويي به چنين اظهار نظرهاي جانبدارانه ، غيرحرفه ايي و عجولانه ايي كه در آن براي توصيف يك جريان اساسا فرهنگي و غيرانتفاعي از واژگاني اينچنين نامتعارف استفاده ميشود ، نداشتم اما اكنون بيان نكات زير را بر خود واجب مي دانم ؛
سركار خانم كاظمي
فرموده ايد ؛
"پول پول و سرمايه سرمايه را ميجويد و براي فرار از قانونمندي به خيال خودشان قوانين جديد وضع كرده اند! "
وضع قوانين جديد؟؟!!
حدود دو هفته از زمان تشكيل اين انجمن صنفي ميگذرد ، ما حتي فرصت خريداري يك ميز كه پشت آن نشسته و به زعم شما قوانين جديد وضع كنيم را نداشته ايم !! بر فرض اينكه وضع قوانين  بر عهده من يا شما باشد ، كه نيست.
فرار از قانونمندي ؟؟!!
آيا عمل به اساسنامه ايي كه توسط دو وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامي  و  كار، رفاه و امور اجتماعي ، تاييد شده است  فرار از قانون محسوب ميشود ؟؟
آيا فعاليت در قالب اصناف و اتحاديه ها كه از مظاهر جوامع دمكرات و قانون مدار است از نگاه شما قانون گريزي است ؟؟
فرموده ايد ؛ " ... انجمن صنفي را به رسميت نمي شناسيد مگر انجمني از انجمن هاي زير مجموعه خانه تياتر باشد "
آيا به واقع ملاك سنجشِ اعتبار و رسميت افراد حقيقي و حقوقي شاغل در حوزه هنرهاي نمايشي فقط به ميزان حضور و وابستگي آنها در خانه تاتر است كه تعريف مي شود؟
طبق كدام قانون اين مهم بر دوش خانه تاتر گذاشته شده است كه اگر زماني صنف يا اتحاديه ايي در اين حوزه مشغول فعاليت شود ولي زير مجموعه خانه تاتر نباشد  به زعم شما غير رسمي و ناموجه جلوه كند  و حتي در تعبيري بسيار عجيب كشوري بيگانه محسوب شود و اعضايش پناهندگاني خارج از كشور به حساب آيند !!!
خانم كاظمي گفته ايد كه از ابتدا بايد ما را به سمت خانه تياتر هدايت ميكردند نه اينكه  راه را براي تشكيل انجمن صنفي جديدي هموار كنند كه   كاملا جدا از جامعه تاتري عمل كند !!
سركارخانم كاظمي اگر شما زحمت كشيده بوديد و قبل از انتشار فرمايشاتتان ، در خانه تاتر كه آنرا همچون كشور خود مي دانيد ، تحقيق كرده و صورتجلسه مورخ ٩٤/٥/١٠ به شماره ثبت دبيرخانه ٣٢٨٤٨ را كه به امضاي آقايان ايرج راد ، بهزاد فراهاني و محمد ساربان  و ٧ نفر از مديران تماشاخانه ها رسيده است را مطالعه مي كرديد ، هيچگاه ما را متوهم ، قانون گريز ، ناموجه و غير رسمي خطاب نميكرديد و متوجه
 مي شديد كه ما در نحوه ارتباط خود با خانه تاتر كوتاهي نكرده و اگر بي اعتنايي بوده از جانب هييت مديره وقت خانه تاتر به اين جريان،  بوده است !( در صورت تمايل يا عدم دسترسي بفرماييد تا متن صورتجلسه مذكور جهت اطلاع عموم از سوي انجمن صنفي منتشر گردد)

عمده آنچه از متن شما درك ميشود نوعي تماميت خواهي است كه سالهاست گريبان تاتر ما را در حوزه هاي مختلف گرفته و راه را براي حضور بسياري جريانات موثر بسته است !!
و در پايان اي كاش ما در نخستين روزهاي شروع بكار انجمن صنفي تماشاخانه هاي ايران ، پذيراي تبريك از جانب شما بوديم به مانند آنچه هنرمندان عزيز و مديران محترم فرهنگي انجام دادند و لطفشان شامل حال ما گرديد تا تخريب و تحريفي اينچنيني!!

شاهين چگيني

٩٥/٨/٤

ممنون . از توضیحات آقای چگینی.
من واکنشی ندارم . کمی باید زمان بگذرد.
من که خیلی خوشحال میشم انجمن صنفی تماشاخانه ها یک انجمن هم در خانه تئاتر  داشته باشند.
مریم کاظمی