اما 

با درود به شما

حمید قطبی : روز اول اسفند در جلسه مجمع بازیگران بودم و تقریبا تا پایان برنامه در سالن ماندم. دوست عزیز جناب آقای هژیر آزاد ، از سر دلسوزی مایلم تا مطالبی را عرض نمایم که قادر به بیان مجمل آنها در جلسه نبودم.

اول آنکه در خصوص گله مندی آقای راد بابت عدم همکاری و حضور در مراکز درمانی و چکاپ عرض می کنهمم ظاهرا بخشی از این آزمایشات شامل پوکی استخوان به تازه گی برنامه ریزی شده و هنوز به اعضا اعلام نشده و بخشی از آنها که قبلا خبرش به ما رسیده هم ، مربوط به آزمایشات معمولی خون و ادرار بود که فکر نمی کنم معادل آن مبلغ سه میلیون و ششصد ، هفتصد هزار ریالی می شد که ایشان گفتند. بنا بر این چنانچه  اطلاع رسانی ، به شکل کامل و با جزئیات باشد ، گمان می کنم اعضاء هم با آگاهی بیشتر و قدر دانی بالاتری نسبت به حرکت انجام شده حمایت می کنند و قطعا هیچکس بیشتر از خودشان نگرانی سلامتشان نخواهد بود.

مطلب دوم آنکه از زمان شکل گیری خانه تاتر تا به امروز مجامع عمومی به شکلی  کسالت آور ، همراه با یاس و ناامیدی ، بعضا داد و بیداد  ، یقه گیری ، خود نمایی و در یک کلام فاقد وجاهت لازم یک تشکیلات صنفی برگزار گردیده است. من می دانم و مطمئن هستم که همه دوستانی که سالهاست در این خانه زحمت می کشند نیت شان پیشبردبه حق امور صنفی اعضا و اعتلاء تاتر است و به صداقت آنها هیچ شکی ندارم ؛ اما صلاح نمی دانید که با خلاقیت بیشتر این جلسات خموده و بی رمق را با نشاط تر کنیم.  اینهمه اصرار برای همدلی و همزبانی ، برای متحد بودن و مبارزه کردن ، اینها برای چیست؟ مگر نه اینکه اعضاء هیئت مدیره ای را انتخاب کرده اند که بیشتر از آنها امور صنفی را می فهمد و بیشتر از آنها برای احقاق حقوقشان می جنگد ؟ پس موضوع این جلسات کشدار چیست؟ وقتی دوستان اعلام می کنند که همه راه های رفته به بن بست است ، پس اصرار چه می کنید که چرا به حد نصاب نمی رسیم. خب سایر دوستان هم می آیند و شما همین حرفها را به آنها تحویل می دهید . چه اتفاقی می افتد؟ می خواهید مطالبات صنفی را آموزش دهید ، که اشتباه می کنید ، جای آن در مجمع نیست. می خواهید گزارش سالانه بدهید خب بیلان آن را چاپ می کنید و اگر برای اعضاء مهم باشد حتما آن را می خوانند نه اینکه باز هم آن را در مجمع بخوانید . توجه داشته باشید دوست من که جلسه بی رمق و بی نتیجه فوق عملا از ساعت 5.30 تا ساعت 9 شب به طول انجامیده است ، برای چه ؟ چرا اینهمه سخنرانی می کنند ؟ اصلا چه می گویند؟ به همه سالهایی که در کنار شما و خانه تاتر بوده ام سوگند می خورم که از سر درد این جملات را می نویسم. یک نفر با محاسن و موی سپید بعنوان رئیس سنی جلسه یک نفر بعنوان منشی و دو نفر بعنوان ناظر ، بی کلامی تا به آخر و هفت نفر اعضاء هیئت مدیره که گویی هر کدام ده دقیقه سخنرانی به اعضاء بدهکار بوده اند در مقابل عده ای بیکار که این جلسات را به چشم معجزه ای  برای کار می نگرند  ، مجمع را به میدانی نابرابر شبیه می کند که عده ای علی الرغم اصرارشان بر مبارزه صنفی بخاطر اعضاء ، بر بالای سن نشسته اند و عده ای دیگر در پائین بخود می پیچند که چه وقت این حرفها تمام می شود. پایانش هم فریادی ست که پائینی ها می کشند که چرا در بازی نیستند و کار ندارند.

دوست عزیز من ، گمان می کنم که هر گرد همآیی و مجمعی باید فضایی نشاط آور و لذت بخش باشد. باید میتینگی باشد تا با شور و هیجان مطالبات صنفی اعضاء در آن شنیده شود. اعضاء به میل خود بیایند ،با هم همسرایی کنند و هر کس دلش خواست حرفش رابزند. امروز دیگر کسی بر روی سن سخنرانی یا احوالپرسی نمی کند .

من پیشنهاد می کنم نگذاریم اعضاء احساس کنند که سیاهی لشگرند. آنها را به چالش بکشیم . آنهایی که به واقع فریاد می زنند. مثلا امضایی بدهند ، بیایند و چیزی بگویند ، شکایت کنند. هیئت مدیره این صداها را انعکاس دهد. ما نیاز به شو و بالماسکه داریم می توانیم و باید که بخشی از بودجه جشن های خانه تاتر را به  گرد همآیی های صنفی مان که مهمتر از جشن ها ست اختصاص دهیم. واژه ها را باید شست،

 واژه باید خود باد،

واژه باید خود باران باشد

نمی گویم انقلاب کنیم ، اما خودمانیم ، تا به حال هم ندیده ام که نیمی از تلاش و مبارزه ای را که خانه سینما می کند خانه تاتر انجام دهد. نترسیم ! اتفاقی نمی افتد ، تاتر چیزی ندارد که از دست دهد. هیئت مدیره و مدیر عامل ،نامه های بی پایان خود را بنویسند ؛ مطمئنم که  اعضا در بزنگاه حضور و نه سخنرانی ، همبستگی خود را نشان خواهند داد. آنوقت می شود انتظار داشت که اعضاء پشت به پشت هم از صنف و گروهشان دفاع کنند. می شود کم کم ملاحظات را کنار گذاشت و با شجاعت بیشتر مسائل را طرح نمود. بگذارید مردم با صنف و گروهی از شهروندان فرهیخته ( بنام هنرمندان تاتر ) آشنا شوند و بدانند که این گروه علی الرغم هنر ، تجربه و تحصیلات ، در حقوق اولیه خود مانند بیمه ، مسکن و بیکاری تا چه میزان آسیب پذیر و فاقد حمایت های اولیه انسانی ست. باور کنید که خیلی ها و از جمله همسایگان ما نمی دانند که این جماعت چطور زندگی می کنند ، از کجا حقوق می گیرند و به کجا وابسته اند. بیائید از شبکه های اجتماعی در جهت شناساندن حرفه و جایگاه خود استفاده کنیم تا شاید با روشنگری مسئولین را متوجه این برهه حساس از زندگی هنرمندان این مرز و بوم   نمائیم ، هنرمندانی که به واسطه بیکاری بیم آن می رود که برخلاف میلشان وطن خود را عوض کنند تا شاید کار و تولیدی داشته باشند .

در پایان آمادگی خود را جهت همکاری و برنامه ریزی اعلام می نمایم تا شائبه هر گونه ایرادگیری و بهانه تراشی را از خود سلب نمایم . امیدوارم شما و همکاران دلسوز در تحقق آرمان های خانه تاتر ایران موفق و پیروز باشید.

هژیرآزاد:

1- سلام جناب آقای قطبی. اگر اجازه می دهید می خواهم این انتقاد را به دوستان دیگرم نشان دهم. و یا در سایتی که در حال تعمیراست و به زودی دو باره راه می افتد درج کنم؟

 2- هیات مدیره انجمن در مجمع عمومی باید  گزارش فعالیت خود را به اعضاء بدهد که در یکسال چه کرده است.3

- قبول دارم که مجامع عمومی معمولا خشک و خسته کننده می شود. اما چاره چیست؟ این یک قاعده نوشته شده و روتین همه مجامع عمومی است که همه ان .جی .او .  ها و شرکت ها و محافل رسمی دارند.

 4-   هیات مدیره فکر می کرد اگر بگوید می خواهیم خواسته های صنفی خود را به گوش مدیران برساینم ، همه با هیجان  می آیند و گوش می دهند و ضمنا پیشنهاد هم می دهند. البته نا امید نیستم. ایمان دارم که آن روز می رسد نمی دانم کی ولی می رسد. اما در سایه کار و تلاش. زمین خوردن و بلند شدن. اصلاح ضعف ها و پیدا کردن راه های درست تر.

 5- وظیفه یک انجمن چیست؟ غیر ازاین است که ضعف ها را بگوید. برای اصلاح امور راه نشان دهد. پیگیر مطالبات حقه اعضایش باشد. و مجموعه تلاش های پیگیرانه خود را به گوش اعضاء برساند؟ هیات مدیره هم سعی می کند کم و بیش همین کار را بکند.

 6- اگر آخر هر مجمع به قول شما به داد و فریاد می کشد. چه و چه . خب این دوستان که حرف خود را با دعوا می زنند اعضاء ما هستند . هنرمند هستند. اما هنرمند و عضو این جامعه ی بسته اند . تجربه کار جمعی  و صنفی در این ملک به خاطر رسم پدرشاهی دیرینه و سلطنت و ملوک والطوایفی چند هزار ساله  و سرکوب ها .  . بسیار کم بوده و هنوز هم هست.  نمی توان فرد هنرمند ایرانی را با فرد هنر مند فرانسوی مقایسه کرد. ما باید با همین آدم هایی که داریم حرف بزنیم.کارکنیم. چیزی را درست کنیم. و خودمان هم درست شویم.

 7- قصد آموزش به دوستانمان نداریم  .زیرا می دانیم هستند دوستانی که از ما بیشتر مسائل را درک می کنند. اما  با چهارصد نفری که از مجموع نهصد نفر حق عضویت سی تومنی خود را نپرداخته اند باید به هر حال به نوعی گفتگو کنیم. تبادل تجربه و شناخت امکانات کنیم. به نظرمن این هم کار است. کوچک است اما کار است. با ید سخن عضوی که می گوید اگر دوستان نیامدند، کم لطفی نکردند بلکه کرایه ماشین  مترو نداشتند را شنید.

8- اتلاق  کلماتی مثل بالا و پایین و سیاهی لشکر به نظرم قشنگ نیست. شکلی پذیرفته شده است که کسانی که می خواهند حرف بزنند باید دیده شوند. می آیند پشت تریبون. حالا چون صحنه یک متر بالا تر است کاریش نمی توان کرد.

 9- اگر واقعا کسی فکر می کند که سندیکا , خانه , یا انجمن باید برای او کار پیدا کند، به نظر من از بیخ و بن پرت است. ولی هستند . ما از این دوستان داریم که مرتب گله می کنند و ما را مقصر می دانند.

 10- مجمع عمومی عادی یک انجمن صنفی در مجموعه قوانین به روشنی آمده میتینگ نیست. مجمع عمومی عادی است با دستور کار مشخص . اما می تواند تحت شرایطی که اکثریت اعضا ء طالب آن باشند و فقط صدای هیات مدیره  و یا  چند نفر که طالب هیجان هستند نباشد می تواند تبدیل به میتینگ هم بشود. از قدیم گفته اند "اول فکر بعد عمل".برای هر عملی باید همه شرایط حال و آینده و سود زیان را سنجید و شناخت و بعد عمل کرد.

 11- پیشنهاد و همکاری  و برنامه ریزی برای آینده انجمن را با جان و دل پذیرا هستیم. برای حرکت اول از شما درخواست می کنم این انتقادتان را به گوش هیات مدیره برسانم. و منعکس کنم؟ شاد و سر بلند باشید.

 هژیر عزیز درود بر شما !

حمید قطبی :خیلی ممنون و متشکر از این که متن را با حوصله خواندید و پاسخ مفصل نیز به آن دادید.

البته که اگر مصلحت می دانید مانعی برای انعکاس آن نمی بینم. در پاسخ شما هم پیگیری و اطلاع رسانی مسائل صنفی برای اعضا مورد توجه واقع شده که بنده هم کاملا موافقم . اشاره من فقط به شکل اجرای این امر بر می گردد. پیگیری مطالبات بعهده هیئت مدیره منتخب است و استماع یا اطلاع از آنها به اشکال متفاوت برعهده اعضاست.  توجه دارید که مطلب مهم برای اعضاء تحقق خواست هایشان است و نه استماع مکرر آنها .  به تعویق افتادن و یا عدم حصول نتیجه ، سرخورده گی و شکست آن حرکت است. ملاحظه فرمودید که در چنین موقعیتی ، گروه ها و یا راه های آلترناتیو ، گزینه های دیگری را مقابل اعضا جوان قرار می دهند . می فرمائید خام اندیشی ست که سندیکا و انجمن و خانه برای کسی کار پیدا کند ؛ با شما موافقم وظیفه ندارد برایشان کار پیدا کند ولی آیا در مقابل بیکاری آنها و حقوقشان نیز ، وظیفه ای ندارد. چطور است که سایر مشاغل برخوردار از حق بیکاری اند و ما نه !

در مورد بالا و پائین که آن را قشنگ ندانستید توضیح دهم که : ترکیب جمعیتی حاضران در مجامع خانه تاتر بین این دو گروه تقسیم شده است و حد وسط ندارد. فعالان خانه تاتر که اتفاقا اکثرا در صحنه های تاتر هم  ، فعالند و علاقه مندان خانه تاتر ، که اتفاقا اکثرا در صحنه های تاتر ،غیر فعالند. آنها دائما می آیند و امید دارند تا آن گروه فعال معجزه ای کند تا این خیل علاقه مند نیز مشغول کار شود. سئوال اینجاست که چرا نمی توان سیاستی در پیش گرفت تا آن جماعت بینابینی را که نه اتفاقا ، بلکه همیشه ، اشتغال به کار دارد ، به این مجامع نزدیک کرد. باور کنید بیشتر آنها که حق عضویت نمی دهند دارند ، اما دلیلی برای حضور خود نمی بینند.

اشاره کردید به اعضائی که طالب هیجانند . دست کم نگیرید دوست من . این هیجانات است که نقشه های جغرافیایی را عوض می کند . مگر نه اینکه هدف اول خانه ، پیشبرد امور صنفی ست ؟ پس چرا مجمعی که برای این امر فراخوان می دهد خشک و بی رونق است و برعکس جشن های سالانه تاتر و بازیگر، جشنواره فجر و ده ها و دهها مناسبت دیگر پر از بریز و بپاش است. دیده اید که در این ایام می گویند آفتابه لگن هفت دست ، شام و ناهار هیچ چی.

 به تلاش شما دوستان در خانه ، اجر می نهیم و آنچه گفته می شود تلنگری ست در این جهت که زحمات دوستان بیشتر و پر فایده تر دیده شود.

با سپاس فراوان از سعه صدر شما. حمید قطبی

 

هژیرآزدا: باسلام و خدا قوت به خاطر ساخت فیلم زیبای جامه دران .و آرزوی توفیق روز افزون برای شما.

هیات مدیره انجمن وظیفه دارد خواسته های اعضاء را به هرطریق به گوش مسئولین برساند. اگر توجه کرده باشید من ازنبود "سیاست فرهنگی و هنری" در دوره گذشته و حال صحبت کردم . روی سخنم با عناصر بالا تر از دولت و شورای انقلاب فرهنگی یعنی ارکان اصلی اداره کشور بود. من همین مقاله را به زودی به چاپ می رسانم. درآن خواسته ام که ازخواب غفلت بیدار شوند. من در این جلسه فقط به گفتن چند سطراز آن اکتفا کردم و تازه سه دقیقه هم بیشتر صحبت کردم که مورد اعتراض واقع شدم.

من به عنوان یک فرد انجمن بازیگران، بیش از یکصد یادداشت و گفتگو و نقد تئاترجهت دارنوشته و در نشریات ریز و درشت انجمن و خانه تئاتر و سایت انجمن و رسانه های جمعی  به چاپ رسانده ام و در همه ی آنها بی اغراق نسبت به ظلمی که به تئاتر می رود اشاره داشته ام. و هنوز هم  تصور می کنم باید همچنان موظفم به افشای ضعف ها و پیشنهاد کردن راهکار های درست در این مجموعه ی شبه سندیکایی خودمان  ادامه بدهم. زیرا ایمان دارم که کار فرهنگی در ادامه کاری است.

ما در کشوری خاص زندگی می کنیم که با هیچ یک از کشور های دیگر قابل مقایسه نیست . اما می دانیم که مهم ترین وظیفه ی یک انجمن درخواست تحقق  خواست های قانونی و به حق  اعضاء خود و افشای ضعف ها و نشان دادن راه رهای حصول به آن است  اما تحقق خواست ها در این ملک که اساسا هنر مساله ای فرعی به حساب می آید و در اولویت برنامه ریزی ارکان اصلی اداره این مملکت نیست، معضلی است که اصلاح آن راهکاری دراز مدت ، و حوصله ای عظیم می طلبد. سیاست دولت ها تاکنون در باره همه هنر ها کج دار و مریز بوده است. هنر در این ملک مانند فرزند ناخواسته بوده و هست. ما وظیفه ی ما به عنوان یک انجمن این است که از همه توش و توان خود استفاده کنیم و از هر راه ممکن  عناصر عاقل تر و فهیم تر ارکان قدرت را به اهمیت موضوع هنرها واقف گردانیم. برای چنین تلاشی ما نیاز داریم که اعضاء ما را با حضور گرم حد اکثری خود و دادن حق عضویت و گرد آمدن در مجامع و محافل دلگرم کنند و پشتیبان ما باشند. وقتی مجامع ما با حضور حداگثری به نصاب برسد، زبان ما -هیات مدیره- برای درخواست به حق اعضاء بازتر خواهد بود. و تحقق این امر به باور  جمعی اعضاء است و لاغیر. قطعا مدیران از تعداد شرکت کنندگان در مجمع روز اول اسفند ما مطلع می شوند . اگر همه اعضاء انجمن بازیگران که نزدیک به هزار نفر هستند حضور بهم می رساندند، دیگر صندلی برای نشستن در تئاتر شهر نخواهد بود. آیا تصویر تعیین کننده تری در مجموع فعالیت ها نخواهد گذاشت تا اینکه مجامع به حدنصاب نرسد و به دور دوم به هر تعداد برسد که خود تان با آن وضعیت کاملا آشنا هستید؟!.

وظایفی که گفته شد وظیفه هرهیات مدیره است که می بایست در قبال اعضاء به انجام رساند اما اعضاء هم نسبت به انجام و اجرای شعار ها، پرداخت حق عضویت،  و شرکت در مجامع و  برنامه های تعیین شده هیات مدیره، مطابق آینن نامه و اساسنامه و منشور مجامع بین المللی وظیفه ای دارند. لازمه داشتن یک انجمن واقعی ، پویا و نوین وجود شناخت هدف های دو طرفه در اجرای دقیق اساسنامه انجمن است. عدم باور به نیروی جمع , نا امیدی, سر خوردگی, شیوع دروغ، خود خواهی و منفعت طلبی شخصی ، عدم انجام وعده ها ی داده شده دولت . از سوی دیگر دادن شعارهای توخالی و پر طمطراق و اجرا نشدنی، باعث می شود که هیچ جمعی نتواند به معنای واقعی شکل بگیرد و نیرومند عمل کند. اتفاقی که به واقع درهمه سطوح مملکت،از جمله انجمن خودمان و انجمن های خانه تئاتر رخ داده و ما با آن  مواجهیم.

 ما به درستی به امر واقف شده ایم که دولت با این بودجه، با این رشد جمعیت و تقاضا،  از عهده  قرارداد تیپ پیشنهادی انجمن ما و خواست های خیل عظیم متقاضیان پشت در مانده بر نمی آید. پس باید از بالاتر از دولتیان ناتوان بخواهیم که به دولت خود این توان را بدهند تا جواب گوی فعالین عرصه تئاتر باشند و بودجه تئاتر کل مملکت را افزایش دهند. اما باید محل افزایش را هم یافت و پیشنهاد کرد و مهم تر از همه مسئولین را قانع کرد. باید به وزیر پیشنهاد کرد که درهیات دولت و کمیسیون فرهنگی مجلس و مجلس شورای اسلامی از آن دفاع کند و مجلسیان را قانع کند تا بودجه  ارتقاء یابد. خانه تئاتر تنها تشکیلاتی است که دو طرح برای ارتقاء سطح تئاتر را به دولت و مجلس ارائه داده و پیگیری می کند . انجمن بازیگران یک لایحه تدوین و پیشنهاد کرده است. خانه تئاتر هم پیشنهاد تشکیل سازمان تئاتر را داده است. اگر پشتیبانی اعضاء و کل مجموعه تئاتری ها را در مملکت داشته باشیم  و بخواهیم که مصوب شود و جاری گردد. بستر مناسب برای ایجاد کار برای اعضاء مهیا می شود. در غیر این صورت در به همان پاشنه خواهد چرخید که سال هاست می چرخد. بنابراین انجمن ما با توجه به شناخت جمیع شرایط موجود و توانایی ها ی با القوه خود و طرف مقابل ، طرح کوتاه مدت - تاکتیکی - و دراز مدت -  استراتژیک - دارد. و مطرح هم کرده است. فقط اعتماد و پشتیبانی اعضاء را می طلبد. در صورت این پشتیبانی، قادر خواهد بود با یاری عناصرفهیم و دلسورتر ارکان قدرت و دلگرمی و آگاهی  آنان دستشان را برای اجرای قوانینی به نفع ما باز تر کند. به هر حال ما با نظمی طرف هستیم که به صورت نیم بندی ما را می خواهد. ما باید ضرورت وجود تئاتر را و بقیه انجمن های هفت هنر ضرورت وجود هنر خود را به هر طریق که شده به این ارکان بقبولانند. من به وجود آمدن شرایط بهتر امید وارم زیرا روز به روز این تغییرات را در سطوح مختلف می بینم. باید انجمن و خانه ی خود را قوی کنیم. نا امید نشویم . در شرایطی که می رود تا وضعیت بسامان شود اوضاع را به نحو خود اصلاح کنیم. امید. امید . کار .کار.

 

دیدگاه‌ها   

0 #1 هزیرآزاد 1395-01-04 09:28
دوستان شما می توانید نظرات صائب خود را به این وسیله انتقال دهید. از مراحم شما سپاسگزارم . منتظر نظرات خوب شما هستم.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید