بهزاد فراهانی، دبیر جشن شب بازیگر: 

این نوع از داوری، دستاورد تجربی بسیار بزرگی است

 

معصومه مهاجری: پانزده سال است که جشنی با عنوان شب بازیگر توسط انجمن بازیگران خانه‌ی تئاتر برگزار می‌‌شود. در این شب بازیگران منتخب و برتر سال گذشته‌ی تئاتر توسط گروهی از داوران این انجمن انتخاب و معرفی می‌شوند. این جشن برای جامعه‌ی بازیگران تئاتر، شب بزرگی است. جایزه‌ی این شب، بیشتر از آنکه ارزش مادی داشته باشد از ارزش معنوی بالایی برای آنان برخوردار است. به سراغ بهزاد فراهانی، رئیس هیات مدیره‌ی انجمن بازیگران رفتیم و در خصوص نحوه‌ی داوری‌های این جشن با وی به گفتگو نشستیم.


ساختار داوری به چه شکل است؟
طبق آیین‌نامه ای که در انجمن بازیگران به تصویب رسیده است، داوران در طول سال کارهای حرفه ای را می‌بینند. در وهله‌ی ‌نخست با توجه به آیین نامه، تعریف حرفه ای از گروه، بازیگر، نویسنده و کارگردان‌ مشخص می‌شود و سپس طبق آنچه که در آیین نامه آمده است، پانزده داور آغازین و پنج داور نهایی و اصلی خواهیم داشت که کارها را داوری می‌کنند. نحوه‌ی انتخاب داورها به این صورت است که هیات مدیره‌ی انجمن بازیگران لیست افراد منتخب خود برای داوری را می‌نویسد، سپس افرادی که رای بیشتر آورده اند پس از بحث و بررسی صلاحیت آنان توسط هیات مدیره، برای داوری نهایی کارها انتخاب می‌شوند. داورهای آغازین، اجراها را در طول سال می‌بینند و می‌گویند که مثلا فلان بازیگر درخشش خوبی دارد و سپس نوبت به داوران اصلی می‌رسد که کارهای برتر را ببینند. پس از آمار گیری، مشخص می‌شود که کدام اجراها بهتر هستند. البته تا آنجایی که من می‌دانم این داوری‌ها بر اساس سلیقه‌ی داورها است و ما نمی دانیم که کدام درست است و کدام غلط اما هر انتخابی که بکنند برای ما محترم است.
این آثار در طول یک سال دیده میشود آیا گذشت زمان باعث نمی‌شود که کاری فراموش شود و یا بر داوری اثر بگذارد؟
هر یک از داوران یک دفتر دارند که پس از دیدن کار در دفتر خود به بازیگر نمره می‌دهند و هر سه ماه یک بار داورها دور هم جمع می‌شوند و آمارگیری و تبادل نظر می‌کنند و نتیجه را به داورهای نهایی اعلام می‌کنند. در نهایت نیز داوران نهایی پس از دیدن آنها، سه بازیگر مرد و سه بازیگر زن و یک بازیگر برگزیده و یک پدیده‌ی جوان را انتخاب می‌کنند که ما در شب بازیگر آنها را معرفی می‌کنیم.
به نظر شما این شکل از داوری و ساختار کنونی آن که در آیین نامه‌ی‌ انجمن بازیگران تدوین یافته، ساختار مناسبی است یا نیاز به تغییر دارد؟
فکر میکنم این ساختار، ساختار مناسبی است چراکه آیین نامه‌ی کنونی، با توجه به دستاورد پانزده ساله‌ی  ما از بازخوردی است که در طی این سال ها، از داوران، کاندیداها و حتی از معترضین متفاوت گرفته ایم. 
به نظر شما تفاوت این نوع از داوری با داوری فستیوال‌های دیگر در چیست؟
حداقل این است که در داوری ما طیف وسیعی از داوران کارها را قضاوت می‌کنند یعنی داوران متفاوتی می‌روند و کارها را می‌بینند و در واقع کارها از فیلترهای بسیار وسیع داوران می‌گذرد. کسانی هم که برای داوری نهایی انتخاب می‌‌کنیم حتما باید صاحب سبک باشند و در تئاتر جایگاه ویژهای داشته باشند و بتوانند قضاوتی حرفه‌ای بر کارها داشته باشند. 
به نظر من این نوع از داوری، دستاورد تجربی بسیار بزرگی است. یعنی ما سال‌ها تجربه کردیم و تجربه‌ی بزرگان انجمن بازیگران را به کار گرفتیم و نظریات متفاوت را به حساب آوردیم تا به این شکلی که هم اکنون وجود دارد، رسیده ایم.
سطح کارهای سال گذشته را چطور دیده‌اید؟
تا جایی که به من مربوط می‌شود واقعیت این است که باز شدن تئاترهای بخش خصوصی که چشمشان به گیشه است لطمات فراوانی به کیفیت کارها زده است. از یک سو گفته می‌شود که تئاتر های بیشتری اجرا شده و افراد بیشتری در میدان تئاتر پیدا شده اند و افراد بیشتری به تماشای تئاتر نشسته اند. اما از سوی دیگر؛ زمانی که تئاتر در بخش خصوصی مجبور شد که سی درصد درآمد خود را به صاحب تئاتر بدهد، طبیعتا نمی‌شود دستمزد خوبی به کارگردان، نویسنده و بازیگر و دیگر عوامل داد. بنابراین گرایش به طرف گیشه بیشتر می‌شود. این دقیقا همان بلایی است که پس از بیست و هشت مرداد دهه‌ی سی، برای تئاتر رخ داد. ژانگولر، رقص و آواز به سراغ تئاتر مملکت آمد و نگاه را به طرف گیشه سوق داد. در واقع اگر به تئاتر پس از بیست و هشت مرداد نگاه بیندازیم - البته به اواخر آن کاری ندارم که گروه اسکویی، زنده‌یاد جعفری و یا استاد حالتی به میدان آمدند- مجموعا تئاتر سال‌های سال بعد از کودتا تئاتر به سمت انحلال ارجمندی‌های خود رفت و دیگر نتوانست به آنچه که در دوره‌ی نوشینی بود بازگردد و قوام خود را بازیابد. تا اوایل دهه‌ی چهل که باز تئاتر نفس تازه کشید اکنون نیز درست همان گونه خواهد شد یعنی شما کم کم خواهید دید که از تئاتر چیزی به جز موضوع‌های جنسی و شوخی‌های بیمزه و طنزهای نخ نما و ... نخواهد ماند. کم ‌کم جای استریندبرگ، ایبسن، پیر اندلو، شکسپیر و مولیر از جامعه‌ی تئاتر روبیده خواهد شد و از کارهای فرسی، ساعدی، خجسته کیا، بیضایی، رادی و ... خبری نخواهد بود.
به نظر شما برای حل این معضلی که تئاتر امروز با آن مواجه است چه باید کرد؟
دولت باید به کمک تئاتر بیاید و بودجه‌ای را برای تئاتر در بخش خصوصی در نظر بگیرد. در تمام جهان تئاتر یارانه گرفته تا توانسته روی پای خود بایستد. اگر دولت می‌خواهد که تئاتر واقعی و غیر دستوری و از پیش تعیین نشده داشته باشد، باید برای آن بودجه بگذارد. اگر هم نمی‌خواهد بودجه بگذارد ، باید کم کم منتظر دوران های تیره‌ی تئاتر باشیم.
پیشنهادتان به خود جامعه‌ی تئاتر و گروه‌های تئاتر برای بهبود این وضعیت چیست؟
من در سیاست کلان مملکت می‌توانم داوری بکنم اما خود را در آن جایگاه نمی‌بینم که به همکاران خود پیشنهادی بکنم، مثلا به گروه آقای گودرزی، خانم صابری و یا گروه‌های جوانی همچون حمید نعیمی بگویم چه کار بکند، اما به دولت می‌توانم بگویم که راهی که در پیش گرفته است به ترکستان است.
و سخن آخر:
سیاست کلان تئاتر باید تغییر کند، سازمان مستقل تئاتر باید تشکیل شود و دولت باید دست از سر ما بردارد.
و اما در مورد اعتراض دوست و همکارم سرکار خانم سلطانی و همسرش خیلی ممنون از شیوه‌ی انتقاد رفیقانه‌ی این دو عزیز. من با عذرخواهی از این دو عزیز بسیار مهربان عرض می‌کنم که چون هیات محترم دوران نهایی ما در زمان اجرای همسر ایشان سرکار بوده‌اند و نتوانستند کار ایشان را داوری کنند، از ایشان خواهش می‌کنم در اجرای آتی کار ایشان برای سالی که در آنیم داوری کنیم. در عین حال هنوز منتظر برخوردهای خوب ایشان با انجمن هستیم.