سخنی کز دل برآید

 شصت و هشت سال است که  سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد،(یونسکو) بعد از اتمام جنگ جهانی دوم (۱۹۴۶) به اهتمام بیست کشور با هدف ایجاد تفاهم دوجانبه علمی، فرهنگی، میان تمامی ملل، بیش از هر چیز برای تامین و تحکیم صلح جهانی، تشکیل شد که اکنون بیش از یکصد و بیست کشور عضو دارد این سازمان، در راستای عملی کردن منویات، و اهداف یاد شده بالا، دست به تاسیس سازمان ها و کمیته های بین الملی دیگر از جمله : "  انستیتوی بین المللی تئاتر"(آی . تی . آی) زده است. در سال(۱۹۶۲)  به پیشنهاد نماینده  کشور فنلاند تصویب شد، که روز ۲۷ مارس که برابر با روز تشکیل " تئاتر ملل" در فرانسه است، به نام  " روز جهانی تئاتر" که تصادفا مطابق با ۷ فروردین ماست، برای گرامی داشت هنر تئاتر تعیین شود.

ایران ۲۱ سال بعد، یعنی در سال ۱۳۴۶ مطابق با  ۱۹۶۷ به عضویت این  سازمان درآمده است. 

۵۲ سال از برقراری " انستیتوی بین المللی تئاتر" (آی . تی . آی) در جهان می گذرد. با این حساب می توان گفت که بیش از نیم قرن است که اهالی تئاتر جهان  در روز۲۷ مارس( ۷ فروردین) همراه با یکی از شخصیت های بزرگ هنری و ادبی جهان ندای صلح و دوستی سر می دهند، و همه جهان را به صلح و ترک دشمنی دعوت می کنند.

اعضاء انجمن های چهارده گانه ی خانه تئاتر نیز به عنوان عضوی از جامعه تئاتری  کشور، برخود وظیفه  می داند اگر چه به دلیل تعطیلات نوروز باستانی و تصادف ایام تعطیل عزاداری رسمی با کمی تاخیر، اما کماکان با سایر ملل جهان همگام وهم صدا شده  و از طریق تئاتر در گوش های سربی آنان که در شیپور جنگ می دمند، صلا سر دهیم که : "  آتش که گرفت، تر و خشک می سوزد". که ملت ها هشیار باشند و مراقب پرواز عجوزه کرکس جنگ که در جای جای  آسمان جهان در کمین غفلت هاست بیدار باشند.

تئاتر، هنری جهانی است، و انسان به آن مانند همه مظاهر فرهنگ و تکنولوژی نیازمند است  و به قول " اوژن یونسکو" حد و مرز ندارد، مخاطبش انسان است و محدود به یک قوم و ملت خاصی نیست. آن موضوعاتی که بر مردم انگلستان در قالب: اندوه، شادی، وحشت، نفرت، خشم، لذت، حسرت ،انتقام، دانش، جهل، فریب، دروغ و راست  و دیگر عواطف انسانی در مقابل چشمان تیز بین شکسپیر بزرگ رژه می رفت، که در شکل هنر نمایش به مخاطب جهانی خود انتقال داد، چندین سده قبل تر، به زبانی دیگر، فردوسی بزرگ به شکل عینی و حافظ و سعدی و مولانا به صورت فلسفی و ذهنی به مخاطبان جهانی  خود ارائه دادند. موضوعاتی که مرز نمی شناسد و به همه جهانیان مربوط است.

انجمن بازیگران خانه تئاتر، امسال نیز همچون دهسال گذشته هم خود را مصروف می کند تا همراه دیگر انجمن های خانه تئاتر، به این فراخوان انسانی پاسخ مثبت داده، با درس گرفتن از کاستی ها ی گذشته، با تئاتری های جهان هم صدا شود و آوای صلح و آشتی سر دهد.

 اکنون که صلای تدبیر و امید در گوش جان ملت ما طنین انداز است، انجمن بازیگران به یمن چنین امیدی نام "شب بازیگر" را دوباره به "جشن بازیگر" تغییرنام داده است و به آینده ی که نویدش را شنیده، امید بسته وآن را واژه های عبثی تلقی نمی کند.

اما این نوید ها نباید چشمانمان ما را سنگین کرده بر کاستی ها فرو ببندد و زبانمان را برای دادن هشدار باش ها سنگین کند. بدین لحاظ ، می گوییم: با توجه به نرخ بالای رشد اعجاب انگیز ۴۰میلیون نفر جمعیت  ایران در عرض ۳۶ سال، یعنی ۳۳ میلیون نفر در سال ۱۳۵۷ و بیش از ۷۰ میلیون نفر درحال حاضر؛ جمعیت ایران به سرعت جوان شده و تقاضای کار، ازدواج، مسکن، خوراک ، پوشاک ، تفریح ، به شدت افزایش یافته است.

البته باید پذیرفت که " این رشد، حاصل افزایش رفاه توده‌ های مردم در بالارفتن میزان موالید و کم شدن مرگ و میر که در نتیجه ی رعایت سطح  بهداشت عمومی با اتکا به  توزیع عادلانه تر درآمد نفت و هزینه کردن آن برای همه مردم و جلوگیری از ولخرجی های نظام گذشته مانند خرید های افسانه ای سلاحهای آمریکایی و ورود و توسعه صنایع مونتاژ در ایران به علت نیاز به نیروی کار که موجب مهاجرت روستائیان به شهر ها ی بزرگ گردید است" .(نقل به مضمون از سایت قدس آنلاین)

اما باید اذعان داشت که این رشد انفجاری، تناسب معقول و شایسته با تهیه و تدارک تسهیلات فرهنگی در جهت اعتلای سلامت روحی جامعه نداشته است. رسیدن به رفاه مردم، با میزان رسیدگی به رشد ذوقیات و روحیات او همزاد است. بیهوده نیست که کشور های بزرگ صنعتی، به بودجه فرهنگ و هنرشان توجه جدی می کنند. قطعا درک این نکته بر دولت مردان ما پوشیده نیست که پیشگیری مقرون به صرفه تر از درمان و علاج واقعه است. تخصیص بودجه فرهنگی و هنری، باعث کاهش صرف بودجه های کلان در جهت جلوی گیری از بروز خلاف و جنحه و جنایت در جامعه و به ویژه درمیان جوانان ما می شود و میزان اخلاق اجتماعی را بالا برده و موجب سر افرازی ملت در جهان خواهد شد.

 بیهوده نیست که کشورهای توسعه یافته، ۱۱ درصد بودجه خود را به مسایل فرهنگی اختصاص می دهند به طوری که میانگین بودجه فرهنگی در جهان بین ۷تا۸ درصد کل بودجه این کشورهاست.(همان)

 ای وای من که در این بوم، در هیچ دوره ای به فرهنگ، آن گونه که شایسته کشور معنوی ما که زادگاه فرهنگ، و قله شعر قرون وسطایی نام گرفته است، که سخن  شاعر هنرمند ش بر سر در سازمان ملل نقش می بندد، و هیهات که در زمانه ای که  صلای تدبیر و امید، گوش ها را نوازش می دهد، بودجه فرهنگی اش کاهش می یابد و آن چه هست نیز در جهت ایجاد ساختارهای بنیادین هزینه نمی شود.

سید مرتضی حسینی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، ضمن اظهار بی اطلاعی از دلایل این کاهش می‌گوید: نمی‌دانم دلایل پشت پرده این مسأله چه بوده و چرا دولت با بودجه فرهنگی این گونه برخورد می‌کند؟ در عین حال ما با کمیسیون تلفیق صحبت کرده‌ایم و پیگیر بوده ‌ایم که اگر قرار است بودجه فرهنگی افزایش پیدا نکند، حداقل به همان میزان سال گذشته برسد.

سید رضا طباطبایی، استاد دانشگاه و کارشناس فرهنگی ضمن بیان اینکه فرهنگ با وجود ظرایف و حساسیتهای خاصی که نسبت به آن وجود دارد، همواره حتی از نگاه مدیران فرهنگی نیز پنهان مانده است، او همچنان می ‌گوید: ظرفیتهای بسیار زیاد بخش فرهنگ، ادب و هنر ایجاب می ‌کند که مسؤولان برای پویایی این بخش و پرهیز از سکون در این حوزه، سهم عمده ای از اعتبارات کشور را به بخش فرهنگ اختصاص دهند، حال آنکه امروز به نظر می‌ رسد ته مانده اعتبارات سایر بخشها نصیب حوزه فرهنگ می ‌شود. طباطبایی معتقد است، به همان میزان که باید تلاش نمود بستر لازم برای تقویت و توسعه بنیان های اساسی تولید محصولات اقتصادی بمنظور افزایش اشتغال فراهم آید، به همان میزان نیز باید برای افزایش توان فکری و تولید اندیشه در جامعه و تقویت زیرساختهای فکری گامی اساسی برداشت.(همان)

این درحالی است که محمد باقری بنایی در مجلس شورای اسلامی می گوید:" کل بودجه کشور که ۷۳۰ هزار میلیارد تومان است، نسبت به بودجه سال گذشته ۲۷ درصد رشد داشته است، اما بودجه فرهنگی کشور۲۹ درصد کاهش را نشان می دهد."(همان)

شهریور ماه سال گذشته مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیأت دولت، نسبت به کارهای سطحی در حوزه فرهنگ، هشدار داده و فرمودند: "در زمینه‌‌ فرهنگ فرصت نشد، آقایان گزارشى بدهند. من یک جمله عرض بکنم، به کارهاى سطحى نباید اکتفا کرد. به کارهاى عمیق‌‌تر، کارهاى بنیانى ‌‌تر، کارهایى که از یکى ‌‌شان ده‌ ها کار صادر می ‌شود و نشأت می‌گیرد، توجه کنید. من یک وقتى نسخه‌‌اى از آن کارهاى عمیقِ لازم را به آقاى رئیس‌‌جمهور دادم؛ همانها باید دنبال شود و باید دنبال می‌ شد. در باب فرهنگ باید به شدت مراقبت شود که ما به فرهنگ مهاجم کمک نکنیم. فرهنگ مهاجم خطرناک است. اگر ما فرهنگ عمومى کشور و فرهنگى که نخبگان و مردم و قشرهاى گوناگون را به سمت یک هدفى هدایت می‌ کند، نتوانیم از آسیب دشمن محفوظ بداریم، کار خیلى مشکل خواهد شد؛ هر چه هم شما تصمیم بگیرید، اینها مى‌‌آیند خرابش می‌کنند و جور دیگرى منعکس خواهد شد." خب ، با این بیانات آیا شایسته نیست که به هنرمندان تئاتر در اقصا نقاط ایران  که خلق آثار ملی و میهنی و قومی خود را وجهه همت قرار می دهند، اهمیت و اولویت خاص قائل شویم و مورد تشویق جدی قرار دهیم؟ آیا شایسته نیست که ساختمان تئاتری درشان انقلابمان که بر تالار شهر و وحدت سروری کند بسازیم؟ آیا ملت ما لیاقت ندارد برایش موزه تئاتر سامان دهیم، یا برای فارغ التحصیلان تئاترمان ایجاد کارکنیم و در وزارت کار و امور اجتماعی تئاتر را به عنوان یک شغل  به رسمیت بشناسیم ؟ آیا شایای آن  نیست که تئاتر ما پس از گذشت فراز و نشیب یکصد و پنجاه ساله مانند همه جای دنیا به صورت رپرتواری فعالیت کند و اداره شود؟ و تئاتر بخش خصوصی ، نیمه دولتی و دولتی داشته باشیم؟ از همه این ها مهم تر، به فرهیختگان و دلسوزان خودمان احترام بگذاریم و کلیات مصوبه ۱۳۷۵شورای عالی انقلاب فرهنگی خودمان را در رابطه با گسترش هنر و معیشت هنرمند به کرسی اجرا بنشانیم ؟ یا پس از این همه سال که صنوف مختلف تئاتر توانسته اند  بر اثر تجربه ،مطالعه و تفکر جمعی به تعرفه ای معقول و متناسب با شرایط تورم و معیشتی به نام " قرارداد تیپ" برسند و مدیران وقت را به صحت و درستی آن واقف کرده و مجاب گردانند، مدیران بعدی آن را به محاق فراموشی بسپارند؟ اکنون ای بزرگ مردی که امید را در خلق های ما ایجاد کردی با کم کردن بودجه فرهنگ و هنر، خود شعار خویش را نقض و از محتوا تهی نکرده اید؟

برای همین سخنان که از دلمان برآمده با همه تئاتری های دنیا برای رسیدن به خواست های به حقمان هم صدا می شویم.  و صلا در می دهیم" روز جهانی تئاتر بر همه اهالی تئاتر در سراسر جهان مبارک باد"  و بدین  باوریم که سخنی کز دل براید لاجرم بر دل نشیند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید