این روزها دوران پر کاری را تجربه می‌کنید نمایش «اعتراف» و فیلم «کبریت سوخته» با بازی‌ها شما در سینما و تئاتر در حال نمایش هستند؟

در فیلم «کبریت سوخته» به کارگردانی کاظم معصومی نقش منفی بازی می‌کنم.  شخصیتی که بازی می‌کنم آدمی اهل مطالعه، خونسرد، متفکر و درون‌گرایی است. این آدم در کار معاملات مواد مخدر است و با تیپ‌های رایجی که معمولا در فیلم‌های ایرانی ارائه می‌شود تفاوت دارد. در این فیلم  لیلا اوتادی، شاهرخ استخری و نیما شاهرخ شاهی بازی دارند و البته تهیه‌کننده فیلم امیرحسین شریفی به تعهد مالیش وفادار نبود و دستمزد من را پرداخت نکرد.

در تئاتر  نقش‌های پرو پیمان و کاملی مثل نقشی که در نمایش اکتبر 1942 پاریس و نمایش اعتراف بازی کردید. به نظر می‌رسد تئاتر به شما نسبت به سینما امکان بهتری می‌دهد تا نقش‌های متقاوت‌تری بازی کنید؟

از یک سنی به بعد من بازیگر تصمیمی می‌گیرم گزیده کاری را در پیش بگیرم و هر نقشی را بازی نکنم و امیدوارم در 47 سالگی در کار بازیگریم به پختگی رسیده باشم و از شر و شورهای دوران جوانی که مایل بودم مدام بازی کنم فاصله گرفته‌ام. معتقدم آدم‌هایی در زندگی موفق هستند که گزیده کار هستند. گزیده دوست انتخاب می‌کنند. گزیده حرف می زنند و غیره. خیلی‌ها معتقدند رسالت هنرمند این است که باید در اجتماعش در کلیه مسائل حضور فعال داشته باشد. رومن رولان جمله‌ای دارد . " اگر هنر و انسانیت نتواند در کنار هم قرار قرار بگیرند بهتر است  هنر بمیرد." این جمله به نظرم راهبردی و کلیدی است. بخش انسانی قضیه مهم است و حضور در این فعالیت‌ها حال آدم را خوب می‌کند و تاثیر روانی مستقیمی روی آدم‌ها دارد. در بحث دیگر بازیگری این است که یک سری استانداردهای بازیگری وجود دارد و خوب هم هست. بازیگری مثل دی لوئیس در سطح اول بازیگری کار می‌کنند و بازیش استاندارد است. در ایران چیزی به اسم سینمای استاندارد وجود ندارد. البته انجام این نوع کارها بسته به تعهد خود بازیگر است. بازیگر باید خودش را ملزم بداند که همیشه به لحاظ روحی و روانی روی فرم باشد. خوشبختانه بازیگری شغل اولم نیست و مدیر یک شرکت صنایع چوب و تولید میز ال سی دی را بر عهده دارم و این باعث می شود هر نقشی را قبول نکنم و دست به انتخاب بزنم و در ضمن فرصت اشتغالی برای عده‌ای فراهم کنم. به هرحال از این بعد فقط نقش‌های متفاوت را بازی می‌کنم.

آیا لزوما یک بازیگر توانا و درجه یکی مثل شهاب حسینی می‌تواند کارگردان خوبی باشد؟

آمریکایی می‌گویند " حرفه‌ای‌ها تخصصی عمل می‌کنند ." شهاب حسینی بازیگر عجیب و غریبی است و درنسل خودش سزآمد است. بردن جایزه نخل طلای جشنواره کن از عهده هر بازیگری بر نمی‌آید. در تمرینات «اعتراف» به نبوغ حسینی در بازیگری پی بردم. زیرا در هدایت بازیگران درست عمل می‌کند. در مقطعی از تمرینات نقش تمام بازیگران به جز استاد نصیریان را برایشان بازی کرد. استاد نصیریان در خاتمه گفت " شهاب حسینی دوساعت پروفرمنس اجرا کرد." حسینی این کار را انجام داد تا بازیگران با مختصات نقششان آشنا بشوند و من همان روز کد ورود به دنیای شلدون هافمن را پیدا کردم . به نظر من در «اعتراف» حسینی به خوبی از پس کارگردانی برآمده است.

نقدی که خیلی از تئاتری‌ها به نمایش «اعتراف» انجام می‌دهند. این است که بازی‌ها نمایشی و اگزجره است. چقدر این نقد را قیول دارید؟

این نظر شخصی دوستان ایت و من آن را قبول ندارم . قرار بود بازی‌ها رئال باشد و دوران بازی‌های اگزجره در تئاتر به سر آمده است. درست است که ما نمایشی بازی می‌کنیم، اما بازیمان رئالیستی و مینی‌مال است. تئاتر یک نوع قرارداد و در جهت شو و نمایش است و بازی‌ها باید به نحوی دیده شود. من تلاش کردم در بازیم رئالیستی‌ام یک مقداری درشت تر بازی کنم تا تماشاگر بازیم را ببیند.

 آیا شلدون هافمن نمادی از سرمایه‌دار فاسد آمریکایی با تمام مختصا ت آن است؟

شلدون نمادی از یک فرد فاسد، بیمار و روانی است و نمونه‌اش را در ایران خودمان هم مداریم و بابک زنجانی مثال خوبی برای این مدعا است.

 آیا برای بازی کاراکتر بابک زنجانی را مورد توجه قرار دادید؟

نه ، من اشاره به وجوهات مختلف این دوتا آدم کردم. در همه جای دنیا چنین آدم‌هایی وجود دارد و نماد سرمایه‌داری فاسد و منحط هستند. این آدم‌ها با به دست آوردن پول نامشروع که حاصل دسترنج مردم است. ادعای خدایی دارند و مردم را برده خودشان می‌دانند و اجازه توهین به همه را به خودشان می‌دهند.

سرنوشت غایی و نهایی این آدم‌ها تباهی و نابودی است؟

 بله ، شلدون هافمن یک جورهایی با رسوایی که پیدا می‌کند و پول‌هایش را با جبر مرد قاتل به حساب مردم می‌ریزد از درون فرو می‌پاشد.

 معمولاً ایفای این نوع شخصیت‌ها به لحاظ نمایشی جذاب است؟

موافقم و شلدون یکی از جذاب‌ترین و دراماتیک‌ترین شخصیت‌های نمایش «اعتراف» است. من در بازیم تلاش کردم فراز و نشیب‌هایش را درست از کار در بیاورم. این شلدون یک جنون نهان هم دارد و ایفایش برایم چالش زا بود.

گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید