٤hatamdo سال پيش هم همين حرف ها را زديم گفت و گو با محمد حاتمي، نويسنده، بازيگر و كارگردان «پالت» نويسنده: رضا آشفته نمايش پالت به نويسندگي و کارگرداني محمد حاتمي و دراماتورژي روزبه حسيني هر شب ساعت ٢١:٣٠ در تماشاخانه ايرانشهر اجرا مي شود. در آن سوسن پرور، يزدان جيريايي، مهران رنجبر، بهنام شرفي، سميرا کريمي، محمد نادري و محمد حاتمي بازي مي کنند. با حاتمي درباره پالت و انتظارش از دولت دوازدهم صحبت کرده ايم. پالت در واقع ابزار کار نقاشان است و مي خواهيم درباره اين کارتان بپرسيم که با اين عنوان چه نسبتي دارد؟ بله در واقع پالت در نقاشي مرتبط با شکل بيروني رنگ هاي مختلف است؛ اما در اين نمايش به دنبال ارائه روحيه شخصيت ها و آدم هاي مختلف هستيم و اين برخورد نمادين با رنگ ها را بر ما معلوم مي کند. اين آدم ها با طيف هاي رنگي مختلف در کنار هم زندگي مي کنند و گاهي در کنار هم و گاهي مقابل يا در تضاد با هم هستند. بنابراين اين تنوع رنگ در زندگي برايتان هدف بوده است؟ ما به دنبال ارائه معنايي هستيم که نه در بيرون؛ بلکه درون اشخاص وجود دارد. مسئله اينان مسئله خودشان است؛ آدم هايي که با درون شان درگير هستند و مسائل اينان مابازاي اجتماعي هم دارد و قابل درک است و ملموس. قصه اينها ساده است و اين قصه ها به ١٥ اپيزود مي رسد. موسيقي تان حال و هواي ايراني دارد؟ به هرحال ترانه هايش را خودم نوشته ام؛ اما سبک اجراي آنها راک است. بنابراين نوعي موسيقي انتقادي و اجتماعي را مدنظر داريد؟ کاملا. انتخاب بازيگران تان چگونه صورت گرفته است؟ بازيگران را در درجه اول براساس توانايي شان انتخاب کرده ام و بايد خيلي دقت مي کردم که با تنوع انتخاب روبه رو مي شديم؛ بنابراين فيزيک شان برايم مهم بوده است. بايد اينها در يک سطح نمي بودند؛ اما اينها بايد بازيگران خلاقه مي شدند که کاملا متفاوت بازي کنند و توانايي شان هم بالا مي بود که از عهده ايفاي چند نقش متفاوت هم برآيند. ما بنابراين دنبال ظاهر متفاوت بوده ايم و توانمندي هاي متفاوت. اگر خودم قدبلندم و سبزه، نفر دوم اگر قدبلند است، نبايد سبزه باشد. ما شش نفريم و به هرحال بايد تفاوت هايي داشته باشيم و همچنين صدا و جنس بازي هم برايمان اهميت داشته است. بنابراين تنوع گستره معنايي را در شخصيت ها و نحوه حضورشان ايجاد کرده است؟ زياد. شايد هم به دنبال نوعي بيان عرفاني از جنس ايراني بوده ايد؟ درواقع اصلا پهلو مي زنيم به عرفان؛ اما يک موضوع فلسفي را مدنظر قرار داده ايم. سعي کرده ايم که اين مفهوم فلسفي را خيلي ساده تر کنيم و براساس آن خط اصلي قصه را پيش ببريم و ديالوگ هاي اصلي را از دهان شخصيت ها بشنويم و سعي کرده ايم که خيلي عاميانه اين شخصيت ها را معرفي کنيم که اين آدم ها چند چيز متفاوت هستند و نخواسته ايم اينها را روشنفکرانه ببينيم. چه چيزي در شکل اجرائي هدف تان بوده است؟ ما به دنبال ايجاد يک وحدت هستيم و براي اين منظور يک مکان واحد را در نظر گرفته ايم که همه اينها به مطب يک دکتر روان کاو رفت وآمد مي کنند و هريک از اين آدم ها قصه خودشان را دارند و همه اينها درد دروني و رواني دارند و دچار دندان درد و سر درد نيستند و اين مسئله شان است و با پرسش مواجه هستند و در پي پاسخ مي گردند. البته معلوم نيست که مشکل شان حل بشود. مثل کارهاي قبلي تان است. انگار که از منظر روان شناسانه مسائل را دنبال مي کنيد. بله؛ اما از زاويه اي ديگر است. ما به دنبال شکل تازه اي از اين مسئله هستيم و خودم اين مسئله را در کارهايم تکثير مي کنم. در شب اول استاد جمشيد مشايخي آمدند و کارتان را افتتاح کردند. اين حضور را در تئاترتان چگونه ارزيابي مي کنيد؟ استاد جمشيد مشايخي لطف کردند و اين حضورشان بسيار ارزشمند است؛ چون کارمان بازيگر محور است و ما از کسي دعوت کرديم که براي من و جامعه بازيگري بسيار اهميت دارد و اين حضور به عنوان بازيگر براي ما بازيگران يک شب فراموش نشدني بود. من خودم عاشق تنوع هستم و استاد مشايخي هم جزء معدود بازيگراني است که همواره متنوع بازي کرده اند؛ از شاه گرفته تا رفتگر و براي همين از اين جرئت در تنوعش خشنوديم و همچنين او همواره در ستايش زندگي کوشيده است و ما اين را هم ستايش مي کنيم. بنابراين در پالت هم تنوع يک اصل بوده است؟ کاملا ما به دنبال ارائه همين جرئت در بازيگري بوده ايم و دو بازيگر مثل هم در کارمان نيست؛ هم در فيزيک و هم در جنس بازي و هم در ارائه نقش. خودم نيز در فيلم، تئاتر و سريال کوشيده ام که هيچ گاه دو بار مثل هم نباشم و ما برايمان همين جرئت و جسارت در بازي اهميت داشته است. اين تنوع چه فايده اي براي مخاطبان اثر نمايشي دارد؟ تماشاگران اين طور دوست دارند و اصولا انسان هم همين تنوع را در زندگي اش تجربه مي کند. اگر يکي هر روز قرار باشد براي محبوبش گل سرخ ببرد؛ حتما هر روز به رنگ گل و نوع گل تنوع خواهد داد و همين طور در ديدن تئاتر هم دوست دارد بازيگران يک جور بازي نکنند يا موسيقي و ديگر موارد هم با تنوع همراه باشد. حتي در ديدن و انتخاب تئاتر هم گاهي به کمدي و گاهي به تراژدي اهميت مي دهد و زندگي هم از همين فرازونشيب کمدي و تراژدي شکل گرفته است. از دولت دوازدهم چه انتظاراتي داريد؟ انتظاري که ما داريم براي الان نيست و ما از چهار سال پيش هم همين چيزها را مي خواسته ايم. ما از دولت روحاني حمايت کرده ايم و هدف مان اين است که دولت پشتوانه تئاتر و سينما باشد و بتواند حامي هنرمندان باشد. جامعه تئاتر فرهنگ ساز است و مردم با خواندن نمايش نامه و ديدن تئاتر با فرهنگ آشنا مي شوند و دچار رشد فرهنگي مي شوند و اين خود سرآغاز مطالعه کردن و رفتن به کتابخانه ها و کتاب فروشي هاست؛ چون در اين فضاي سالم فرهنگي مردم نيازهايشان گسترده تر مي شود. بنابراين انتظار مي رود که دولت در ساختن سالن هاي تئاتر و سينما بيشتر بکوشد و همچنين بودجه مکفي براي رشد تئاتر و سينما در نظر بگيرد. فرهنگ ايراني نيازمند حمايت است و دولت بايد پيگير آن باشد. چهار سال قبل هم همين حرف ها را زده ايم و هنوز هم بر آن تاكيد مي کنم، چون هنوز آن طور که بايد دولت انتظارات هنرمندان را برآورده نکرده اما هنرمندان حامي آن بوده اند و بايد اين حمايت بازتاب جهاني بيابد؛ چون تئاتر در بخش بين المللي هم با حمايت هاي دولتي بايد با مراودات بيشتر همراه شود که متاسفانه در اين زمينه حمايت ها کمتر شده است. با توجه به خصوصي شدن فضاي تئاتر، دولت دوازدهم براي گذر از بحران اين فضا چه بايد بکند؟ الان تنها سالن نيمه خصوصي در ميان سالن ها همين ايرانشهر است که به شکل درصدي از گروه ها پول مي گيرد اما ديگر سالن ها اين طور نيستند. به نظر مي رسد که ساختن پرديس هاي تئاتري در حاشيه شهر شايد جواب گوي همه مخاطبان نباشد و بهتر است که در مناطق مرکزي شهر که متمرکزتر هم هست براي رفت و آمد بهتر همه شهروندان، چنين پرديس هايي در نظر گرفته شود. در حاشيه بودن باعث مي شود که رفت و آمد به چهار ساعت در ترافيک سنگين منجر شود اما در مرکز شهر چنين نخواهد بود صحبت شما با مخاطبان نمايش پالت چيست؟ ما تلاش کرده ايم که به بهترين شکل ممکن کارمان را به صحنه بياوريم و بدون اغراق دوست داريم که آنها با رضايت سالن را ترک کنند و درعين حال جاي حرف باقي بماند و جاي بحث و تامل براي آن باز بشود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید