نظراصغرهمت مدیرعامل خانه تئاتر در باره جشنواره فجر

سی وپنج دوره است که جشنواره تئاترفجردارد برگزار می شود. اثر این سی و پنج دوره را درفضای تئاترچگونه می بینید؟ چه آثاری پیش از این داشته و در دوره های اخیر این تاثیرات به چه شکل شده است؟آیا هنوزهمان اثراتی را که در تولید تئاتر و رونق فضای آن داشت، دارد یا اینکه فقط قرار است این جشنواره برگزارشود؟
جمله آخرشما بیشتر می تواند مورد بحث باشد، اینکه جشنواره برگزار می شود اما یک سیاست مدون وجود نداشته است. اگر در دوره ای هم یک حرکت خوب انجام گرفته طبق معمول سنواتی ، مدیرجدیدی که می آید، می خواهد عمارت نویی بنا کند و تقریبا دوباره همه چیز به سر خط بر می گردد. امسال البته اتفاقی افتاد که بیش از سی سال پیش درباره آن صحبت شده بود. ایده این بود که با توجه به برگزاری جشنواره فجر در بهمن ماه و تقریبا در پایان سال ، جشنواره می تواند برآیند اجراهای در طول سال باشد و نه اینکه گروه ها چند وقت تمرین کنند و بعد یکی دو اجرا داشته باشند و قضیه تمام شود. پیش از این روال بر این بود که کارهایی که به جشنواره فجر راه پیدا می کردند، مجوز اجرای عمومی می گرفتند، اما در بیشتر جشنواره ها ی بزرگ دنیا روال براین است که مردم آثار را می بینند و در مورد آنها نقد ها و نظرات و بازتاب هایی ایجاد می شود و بعد این آثار به جشنواره فرستاده می شوند. آنچه تا کنون وجود داشته موجب اطلاق "جشنواره زدگی" شده است و اگر مردم آثار را نبینند، ما صرفا یک جشنواره برگزار کرده و آماری ارائه کرده ایم و دیگر هیچ؛ اصطلاح "جشنواره زدگی" بی دلیل به وجود نیامده و به نظر من ترکیب بسیار مناسبی است.
دبیرجشنواره می گفت که امسال کارسفارشی ندارند. اما شنیده ها حاکی از این است که امسال هم چنین کارهایی وجود دارد. امیدوارم مساله سفارش به کلی از بین برود. من با چاشنی شوخی درجلسه ای گفتم امیدوارم که مشکلات مالی باعث اتخاذ این روش نشده باشد دررویکرد پیشین وقتی سفارشی داده می شد، باید هزینه ای صورت می گرفت اما الان دیگر سفارش به آن شکل گسترده داده نمی شود و طبیعتا از نظر بودجه ای می تواند به صرفه باشد. همانطور که گفتم امیدوارم مشکل بودجه باعث نشده باشد که نگاهی مقطعی به یک حرکت صحیح ایجاد شود. بلکه امیدوارم این حرکت در دوره های بعد نیز ادامه پیدا کند.
به عنوان نمونه به خاطر دارم که دریک دوره شرایطی به وجود آمد که تئاترهای برگزیده ی دانش آموزی نیز حضور داشته باشند . این حرکت خیلی خوبی بود. اما فقط دریک دوره اجرایی شد حالا هم امیدواریم که حرکت آغازشده در این دوره دوباره از بین نرود و جشنواره دائما در مسیر از بین بردن نواقص خود و بهترشدن حرکت کند این حرکت به تئاتر شهرستان ها هم که سال های سال در رکود وحشتناکی به سر می برده اند، کمک می کند. آنها حتی همین آمارصوری تئاتر تهران را هم ندارند ، اما این شرایط باعث می شود که گروه های تئاترشهرستان ها فعال شوند و برای مردم کار کنند. البته کار مقداری سخت ترمی شود و به عنوان مثال باید یک هیئت داوری وجود داشته باشد که کارهایی را که در طول سال اجرا می شود، ارزیابی کند. امسال این ارزیابی ها تاحدی با تماشای ویدئوی کارها انجام شد که به نظر من این شیوه چندان مناسب نیست. تئاتررا باید به صورت حضوری دید، چرا که در ویدئوی یک اثر ممکن است بسیاری از ارزش های آن از بین برود. البته ارزیابی حضوری آثار در طول سال ممکن است هزینه ای بیشتر از رویکرد پیشین مبتنی بر سفارش دادن آثارداشته باشد، اما همین جاست که باید نشان داده شود هزینه مسئله اساسی است یا راه و مسیر اصولی را پیمودن، ضمن اینکه قدر مسلم هزینه ای بیش از دیدن تئاتر های خارجی در کشور مربوطه نخواهند داشت.
مسئله این است که زمانی که جشنواره به شیوه سفارش عمل می کرد، نمایشنامه ها بازخوانی و اجراها بازبینی می شد. اما با وجود سالن های خصوصی و اجرای بیش از صد نمایش در ماه ، برچه اساسی مثلا چهل نمایش باید وارد جشنواره شوند و بقیه کنار گذاشته شوند؟ شما در آوینیون یا هر جشنواره معتبر دیگر تئاتر می بینید که محوری را اعلام می کنند و تئاتر هایی که در آن موضوع ، نمایش آماده اجرایی دارند به جشنواره دعوت می شوند آیا به نظر شما این که محوری تعیین نشود یا سیاستی وجود نداشته باشد، کیفیت مبهمی به جشنواره نمی دهد؟
سخن من هم همین است و می گویم جشنواره در یک مسیر درست قرار گرفته است و اگر همین جریان ادامه پیدا کند، در آینده آنچه شما گفتید یا مواردی از این دست هم می تواند منظورشود. ما سی و پنج دوره جشنواره تئاتر را با آزمون و خطا برگزار کرده ایم اما خطاها را ندیده ایم در واقع مسیرطی شده بریک چرخه تکرار شونده بوده است.
اینکه دقیقا چه جزئیاتی در نظر گرفته شود وسیاست جشنواره چه باشد، نیاز به مشورت دارد و برای این منظور باید از نیروهای تخصصی نهایت استفاده را برد این اتفاق هنوز در جشنواره فجر نیفتاده یا کمترافتاده برای مثال جشنواره فجر و بسیاری از جشنواره های دیگر ، در عین گستردگی، تقریبا به شکل مدیریت داخلی برگزار می شود.البته شکی نیست که افرادی که در ستاد جشنواره قرار می گیرند، از اهالی تئاترهستند، اما آنها به تعبیری انتصابی و بیشترتابع سیاست های تعیین شده هستند این امکان وجود دارد که در این مورد تنوعی به وجود آورد و به دنبال راهکارهای جدید رفت . برای به نتیجه رسیدن در مورد این گونه مسائل لازم است که مباحثی در طول سال جریان داشته باشد و نه اینکه دوباره همان فعالیت ها و شیوه ی گذشته را تکرار کنند. در این صورت همان وضعیتی را خواهیم داشت که در سی و چهار دوره گذشته وجود داشته است.
به عنوان مدیرعامل خانه تئاترآیا به نظرشما برگزاری جشنواره به شکل فعلی باعث رعایت حقوق مالی وفکری اهالی تئاتر می شود یا به شکل سفارشی آن در شکل سفارشی حداقل اهالی تئاتر می توانند به اجرای سال بعدشان اطمینان بیشتری داشته باشند.
به نظرمن شکل کنونی انگیزه بیشتری ایجاد می کند. در شیوه پیشین ما باید برای مثال شصت تئاتر را می دیدیم و از میان آن ها پانزده کار را انتخاب می کردیم در آن شیوه این شصت گروه بدون اینکه دریافتی داشته باشند، یک تا دو ماه زحمت می کشیدند و بعد به خاطر برنامه ریزی انجام شده پانزده گروه کار خود را اجرا می کردند و چهل و پنج گروه بدون هر گونه بهره مادی و معنوی از جشنواره باز می ماندند و همه ی زحماتشان به هدر می رفت. اما در شیوه فعلی همه نمایش ها اجرا می شود و کاری برای اجرا نشدن وجود ندارد. این اولین قدم خوبی است که برداشته شده و به واسطه آن همه گروه هایی که کارگرده اند این امید واری را دارند که کارشان اجرا و دیده می شود. در عمل نیز گروه هایی که با استقبال بیشتری از سوی تماشاگر، نه به لحاظ کمی بلکه به لحاظ کیفی، روبرو شده اند و کار آنها بازتاب داشته ، وارد جشنواره می شوند و مجددا کار خود را اجرا می کنند.
این نگرانی هم که این تئاتر ها که پیش از آن اجرا شده اند جشنواره را بی رونق کنند، نگرانی به جایی نیست. مطمئنا همه کارها را همه افراد ندیده اند. مگر ما چه تعداد تماشاگرداریم؟ برای کسانی که برخی تئاتر ها را درطول سال ندیده اند، جشنواره فرصتی فراهم می کند که آن تئاتر را ببینند.وقتی که بازتاب آن تئاتر را دیده و نقد های نوشته شده در باره آن را خوانده باشند مشتاقانه تر پیگیردیدن آن درجشنواره خواهند بود. بنابراین از هر جهت به قضیه نگاه کنیم، نسبت به آنچه در گذشته اتفاق می افتاده بهتراست، می شود گفت این یک حرکت مثبت است.
باتوجه به اینکه شما نگاه مثبتی به این تغییردارید، به نظرشما چگونه می توان این شیوه و روند را به نحوی تثبیت کرد که با تغییر مثلا رئیس جمهور، یا وزیر و مدیران زیرمجموعه آنها، این شیوه برگزاری را حفظ کرد؟


خوشبختانه ما در دوسه جلسه ای که با وزیر محترم داشتیم، ایشان را دارای دیدگاه خوبی دیدیم. ایشان می خواهند همه چیز توسط صنف انجام شود،چیزی که ما تا به حال اصلا نداشتیم. بلکه حتی شاهد نوعی تقابل با صنف بودیم.این اتفاق تا حدی در خانه سینما واخیرا نیز در خانه موسیقی افتاده است.
من فکر می کنم خانه تئاتر هم می تواند به این مسیری که از سوی وزارتخانه نیز در نظر گرفته شده ، بپیوندد با توجه به نیروهایی که در خانه تئاترحضور دارند و همچنین با حمایت دولت، از این پس ، صنف عهده داراین مسائل خواهد بود و به عقیده من نتیجه نیز قطعا بهتر از گذشته خواهد بود.البته این بدان معنانیست که ما بدون برنامه مدون وارد گود شویم . مسلما هیات مدیره حد و حدود این اختیارات را ترسیم و در قالب یک توافق نامه ارایه خواهد داد. قصد ما کمک به روند بهبود وضعیت تئاتراست نه اینکه معضلاتش را بر دوش ما بگذارند و خیالشان را از اعتراض های معمول راحت و به قول معروف توپ را در زمین ما بیندازند.
برای مثال ما تجربه ای مانند قراردادهای تیپ را داشتیم که خود شما خیلی پیگیر آن بودید و هیچ وقت به انجام نرسید.
این به خاطرآن بود که صنف قدرت نداشت و مدیران تصمیم می گرفتند الان مشخص شده است که وظیفه مدیر حمایت ، هدایت و نظارت و کلا سیاستگذاری برای تئاتراست ما همیشه به این نکته واقف بودیم اما الان این سخن دارد از زبان وزیر فرهنگ و ارشاد کشور شنیده می شود این یعنی وزیرحرف دل ما را می گوید اگر مدیران اجازه دهند که در راستای آنچه دولت و وزیر مربوطه تصمیم گرفته اند عمل شود، مطمئن باشید که این تفویض اختیارات به نفع جامعه ی تئاتری ایران است.
مابرمبنای اساسنامه تیپ که به ما داده شده اساسنامه مان را نوشته ایم، اما دولت در چهارده ماده مربوط به وظایف خانه تئاتر و برای عملی شدن آنها کمک چندانی به ما نکرده است . ما جز در امور رفاهی آن هم تا حدی در خصوص بیمه ها کاری انجام نداده ایم و همان هم با خون دل عملی شده است. در سال جاری آنچه بیشترین انرژی از من گرفته و اجازه نداده به مسائل اساسی تر بپردازم، مسئله بیمه بوده است. باوجود اینکه چند ماه از مسئولیت من و پیگیری این موضوع گذشته است ماهنوز به یک بستر آرامش نرسیده ایم؛ بنابراین واقعا باید کمک شود و نشان داده شود که از ابتدا آنچه از تاسیس خانه تئاتر منظور بوده یک ساختار فرمالیته نبوده است که فقط اسمی مطرح باشد مبنی براینکه ما صنف تئاتر داریم. دوستان خانه سینما تا حدی وارد مسائل جناحی شده اند، اما تصور من این است که خانه تئاتربه هیچ وجه به چنین فضاهایی کشیده نخواهد شد. خواست اهالی تئاتر این است که حقوق صنفی از طریق خانه تئاتردنبال شود، حقوقی که اساسنامه برای ما در نظر گرفته و دولت وظیفه دارد برای تحقق آن ها کمک کند.
البته بخشی از موضوع هم به قرارداد تیپ مربوط می شود که ما زحمت زیادی برای آن کشیدیم اما عملی نشد. من هنوزهم معتقدم در همین شرایطی که تئاتر های خصوصی هم شکل گرفته ، قرارداد تیپ می تواند درست عمل کند. قرارداد تیپ مگر چه می گوید؟ این قرارداد می گوید ما به عنوان صنف تشخیص می دهیم که افرادی با فلان شرایط،فلان مقداردستمزد بگیرند. قرارداد تیپ تکلیف را برای دستمزدی که دولت قرار است بدهد یا تهیه کننده باید فراهم کند مشخص می کند این موضوع مغایرتی با آنچه باید اتفاق بیفتد ندارد بلکه درد سر ها را کمتر می کند.
البته وارد شدن به بحث تئاتر های خصوصی و ... واقعا نیازمند بحثی جداگانه است. ممکن است در ظاهر امر هم برای دولت و هم برای این همه مشتاق تئاتر، جوانب مثبتی را تامین کرده باشد اما باید مراقب باشیم که کار به صورت کارشناسانه پیش برود اگر بخواهم به عنوان هشدار دغدغه ام را بیان کنم باید عرض کنم که لازم است از فاجعه بار شدن آسیب هایی که متاسفانه شروع هم شده است، جلوگیری کنیم.
درمورد این رویکرد وزیرمحترم که صنف تئاتر باید پیگیر مسائل آن باشد، چه ضمانتی وجود دارد که همین رویکرد با تغییراحتمالی وزیر پس از انتخابات سال آینده، باقی بماند ما می دانیم که متاسفانه وزرا بر اساس سیاست های مدون تصویب شده حرکت نمی کنند، بلکه کاملا شخصی حرکت می کنند و شاید وزیر بعدی نگاهی کاملا مخالف رویکرد وزیر فعلی داشته باشد. بنابراین به نظر می رسد که باید پشتوانه قانونی محکمی برای ساختار مورد نظر ایجاد شود تا بتواند از آسیب تصمیمات مقطعی برکنار بماند.
کاملا درست است. وزرای پیشین را به سختی می شد ملاقات کرد اما خوشبختانه وزیرمحترم فعلی جلسات متعددی با فعالان حوزه های مختلف دارند بنابراین بارقه هایی از امید وجود دارد که ما بتوانیم تعامل بیشتری با دولت داشته باشیم. در هر صورت اهمیت فرهنگ و هنر که مغفول مانده ، باید مورد توجه قرار بگیرد و این هم به نفع اصناف هنری و هم به نفع جامعه خواهد بود . اساسا به نظر من حذف واژه "فرهنگ" از عنوان وزارت علوم و حذف واژه " هنر" از عنوان وزارت فرهنگ و هنر اشتباهات تاریخی بوده است. امید وارم زمانی برسد که این اشتباه جبران شود و با اتفاقی که در شکل و ساختار می افتد تغییراتی در محتوا هم ایجاد شود. واقعا چرا باید واژه " هنر" یا واژه " فرهنگ" از عنوان این وزارتخانه ها حذف شود؟ الان همه به این نتیجه رسیده اند که اگر ما به مقوله ی فرهنگ وهنر اهمیت لازم را می دادیم، بسیاری از معضلات اجتماعی امروز را شاهد نبودیم. حال که وزیر محترم با قاطعیت این مهم را اذعان دارد،می بایست آن را نهادینه کرد، تا به قول شما فرد بعدی نتواند آن را کتمان کند . حتما راهکاری برای تثبیت این امر هست ، شاید کمیسیون فرهنگی مجلس بتواند کمک شایانی به تحقق این امر بنماید.
الان جشنواره تئاتر فجر روی ریل درست آن افتاده است. مهمترین آسیب هایی که به نظرشما این شیوه جدید برگزاری را تهدید می کند چیست؟
مهمترین آسیب می تواند از جانب کسانی باشد که منافع شخصی خود را در خطرمی بینند و هیچگاه منافع جمع و بالندگی تئاتر، مد نظرشان نبوده است. امیدوارم مثل همه ی گذشته مصداق بارز" از ماست که بر ماست" نباشیم تئاتر ما احتیاج به یک همدلی گسترده بین اهالی خود دارد چون فقط در این صورت است که می توان به آینده روشن آن امید داشت.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید