گفت وگو با بهرام افشاری بازیگر تئاترگفت وگو با بهرام افشاری بازیگر تئاترنمایش «جوجه تیغی» در فصل پاییز باز تولید می‌شود بعد از اجرای موفق نمایش «جوجه تیغی» در یکی دو ساله اخیر در تئاتر حضور کم رنگی دارید؟در این یکی دو سال به شدت درگیر بازی در سینما و تلویزیون بود و سال قبل در حدود شش ماهی مشغول بازی در سریال «علی البدل» سیروس مقدم بودم، که در ایام نوروز پخش شد و بعد از آن هم مشغول بازی در سریال «پایتخت 5» به کارگردانی  سیروس مقدم شدم. اما بنا دارم بعد از اتمام بازیم در این کار نمایش «جوجه تیغی» را در باز تولید جدید و با انجام تغییراتی در متن و نوع اجرا در پاییز روی صحنه ببرم و همچنین صحبت‌هایی با آتیلا پسیانی و کوروش نریمانی در باره بازی در نمایش نامه‌هایشان داشته‌ام که هنوز به قطعیت نرسیده‌ایم.  در فیلم «به کارگر ساده نیازمندیم» در نقش یک جوان شهرستانی بازی جذابی ارائه کرده‌اید؟در فیلم «به کارگر ساده نیازمندیم» که این روزها اکران است در نقش قدم یک جوان شهرستانی بازی می‌کنم، او برای رسیدن به زندگی بهتر به تهران می‌آید و درزندگیش کمبودهایی زیادی داشته است . قدم بنا به محیطی که درآن بزرگ شده تصمیماتی را در زندگیش می‌گیرد و موقعی که برای کار به تهران می‌آید درگیرمسائل و مشکلاتی می‌شود. در هر صورت قدم تلاش می‌کند شریف باشد و در حد توانش هم در این راه کوشید. به نظرم قدم شخصیت خاکستری دارد. جاهایی اشتباه می‌کند و عصبانیتش کار دستش می‌دهد. قدم می‌توانست با خویشتنداری تصمیمات بهتری در زندگیش بگیرد. خاکستری بودن شخصیت قدم خیلی برایم جذابیت داشت و به نظرم نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. بازی در این فیلم تجربه خوبی برایم بود و از آن راضی هستم. دراین فیلم اختلاف طبقاتی چالش‌های زیادی را به وجود آورده است و کارگردانی حرفه‌ای و درست منوچهر به ارائه درست این مضمون کمک کرده است. در فیلم «به کارگر ساده نیازمندیم» خیلی از بازیگران مطرح تئاتری فعالیت دارند؟در این فیلم خیلی از بازیگران صاحب نام تئاتری نظیر آتیلا پسیانی، مهران احمدی، یکتا ناصر وسیروس همتی بازی دارند و مدتی است عرصه برای حضورجوان های مستعد و خلاق تئاتری دربازیگری فراهم شده است و من معتقدم بچه‌های تئاتری با حضور درخشانشان خودشان را با شایستگی به دنیای بازیگری تصویری در سینما و تلویزیون تحمیل کرده‌اند ونسل ما و در کل تئاتری‌ها با صبر و شکیبایی توانستند خودشان را اثبات کنند. نسل جوان بازیگران تئاتر دارای پشتکار و جاه‌طلبی حائز اهمیتی هستند که توانسته باعث پیشرفتشان بشود؟بازیگر می‌تواند جاه‌طلبی را با کمال احترام به پارتنر روبه رویش انجام بدهد. من همواره در بازیم در هر نمایشی با مشورت با کارگردان ونقش مقابلم کار می‌کنم. همیشه آرزو داشتم قبل از اینکه بازیگر خوبی باشم پارتنر خوبی باشم. البته هیچ‌گاه  کاری را انجام نمی‌دهم که بخواهم جلب نظر کنم. من عاشق تجربه کردن نقش‌های مختلف هستم. اما این رویه کار خیلی سختی است.  به طور مثال در نمایشی ( پاییز) نقش پیرمرد آلزایمری را بازی کردم و در نمایش دیگر یک جوان را . این خوب است که مخاطب از این رویه خوشش بیاید و به به و چه چه کند، ولی پشت آن تعریف و تمجیدها باید ببینید چه فضایی برای من به وجود آمده وچه مرارت و استرس‌هایی را تحمل کرده ام تا بتوانم از پس ایفای نقشم بربیایم. برای رسیدن به چنین موقعیتی کلی زحمت کشیده‌ام. به نظر می‌رسد برخلاف برخی از بازیگران تئاتری که وارد دنیای بازی تصویری شده‌اند ،در باره نحو انتخاب نقش‌هایش با دقت عمل می‌کنید؟من همیشه نسبت به بازی در سینما و تلویزیون حساسیت داشته‌ام. اگر می‌خواستم همه پیشنهادات بازیگری در سینما و تلویزیون را قبول می‌کردم .شاید الان کارنامه کاریم در سینما و تلویزیون طولانی بود و مخاطبان بیشتری من را می‌شناختند. هیچ وقت دوست نداشته‌ام بدون علاقه داشتن به نقشی و احساس نزدیکی با آن داشتن بازیش کنم. همواره دوست دارم تجربه‌های جدیدی در بازیگری و خلق شخصیت متفاوتی را سینما و تلویزیون تجربه کنم. همه بازیگران دوست دارند کارنامه بازیگریشان پر با ، متنوع و پر از نقش‌های خوب و جاندار باشد. من از 15 – 16 سالگی بازیگری را در تئاتر تجربه کرده‌ام و اینک تجربیات زیادی در حوزه بازیگری دارم که فراتر از سن و سالم است. این تجربه بیشتر یک هیجانی را به من می‌دهد که با توان و پتانسیل بیشتری  بتوانم با دقت به سراغ ایفای نقش بروم و آزمون و خطاهایم را به حداقل برسانم. با توجه به شناختی که از توانایی‌های من کارگردان هایی مثل منوچهر هادی و رضا درمشیان داشتند، به من اعتماد کردند و نقش های خوبی را در فیلم‌هایشان بازی کردم و ثمر این اعتماد دوجانبه ماحصل خوبی به همراه داشته است  و مخاطب هم با شخصیت‌هایی که بازی کرده‌ام ارتباط خوبی برقرار کردند  و این ارتباط خوب باعث می شود سختی‌های کار بازیگری برایم کم رنگ باشد. در تئاتر در نمایش‌های شخصیت محوری مثل «رابینسون کروزوئه« در نقش ضد قهرمان حضور موثری داشتید؟از منظری رابنسون ضدقهرمان است و از زاویه دید دیگری قهرمان. از نظرمن کسی که سی سال در جزیره‌ای درگیر تنهایی‌اش است و می‌گوید تنهایی رسالت من است یک قهرمان است  و این تنهایی دغدغه خیلی از آدم‌ها است. من این موقعیت در نمایش را بسطش می‌دهم به فضای امروز جامعه خودمان. فضای مجازی که آدم‌ها را به تنهایی و انزوا سوقداده است. شاید جزیره‌ای که رابینسون در آن محصور شده است یک فضای مجازی باشد. اما در اصل حقیقت این آدم است. صحنه آخر نمایش که رابینسون می‌خواهد بدون هیچ احساسی از جمعه خداحافظی کند و دوباره وارد غار تنهایش بشود. موید آن مسئله است که رابینسون مانند یک قهرمان تصمیمی گرفته است و نسبت به آن پایبند است. امروز روز ما از تنهایی فرار می‌کنیم  و به نظرم انسان عقل‌گرایی است. اما در منطق و خردش یک سری بازیگوش‌ها، جاه طلبی‌ها ودیکتاتور مابی وجود دارد که باعث می‌شود عملکردش قابل نقد کردن باشد. این چیزی است که من در اجرا دیدم و نه جهان اثر دانیل فو.  گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی

 این روزها دوران پر کاری را تجربه می‌کنید نمایش «اعتراف» و فیلم «کبریت سوخته» با بازی‌ها شما در سینما و تئاتر در حال نمایش هستند؟

در فیلم «کبریت سوخته» به کارگردانی کاظم معصومی نقش منفی بازی می‌کنم.  شخصیتی که بازی می‌کنم آدمی اهل مطالعه، خونسرد، متفکر و درون‌گرایی است. این آدم در کار معاملات مواد مخدر است و با تیپ‌های رایجی که معمولا در فیلم‌های ایرانی ارائه می‌شود تفاوت دارد. در این فیلم  لیلا اوتادی، شاهرخ استخری و نیما شاهرخ شاهی بازی دارند و البته تهیه‌کننده فیلم امیرحسین شریفی به تعهد مالیش وفادار نبود و دستمزد من را پرداخت نکرد.

در تئاتر  نقش‌های پرو پیمان و کاملی مثل نقشی که در نمایش اکتبر 1942 پاریس و نمایش اعتراف بازی کردید. به نظر می‌رسد تئاتر به شما نسبت به سینما امکان بهتری می‌دهد تا نقش‌های متقاوت‌تری بازی کنید؟

از یک سنی به بعد من بازیگر تصمیمی می‌گیرم گزیده کاری را در پیش بگیرم و هر نقشی را بازی نکنم و امیدوارم در 47 سالگی در کار بازیگریم به پختگی رسیده باشم و از شر و شورهای دوران جوانی که مایل بودم مدام بازی کنم فاصله گرفته‌ام. معتقدم آدم‌هایی در زندگی موفق هستند که گزیده کار هستند. گزیده دوست انتخاب می‌کنند. گزیده حرف می زنند و غیره. خیلی‌ها معتقدند رسالت هنرمند این است که باید در اجتماعش در کلیه مسائل حضور فعال داشته باشد. رومن رولان جمله‌ای دارد . " اگر هنر و انسانیت نتواند در کنار هم قرار قرار بگیرند بهتر است  هنر بمیرد." این جمله به نظرم راهبردی و کلیدی است. بخش انسانی قضیه مهم است و حضور در این فعالیت‌ها حال آدم را خوب می‌کند و تاثیر روانی مستقیمی روی آدم‌ها دارد. در بحث دیگر بازیگری این است که یک سری استانداردهای بازیگری وجود دارد و خوب هم هست. بازیگری مثل دی لوئیس در سطح اول بازیگری کار می‌کنند و بازیش استاندارد است. در ایران چیزی به اسم سینمای استاندارد وجود ندارد. البته انجام این نوع کارها بسته به تعهد خود بازیگر است. بازیگر باید خودش را ملزم بداند که همیشه به لحاظ روحی و روانی روی فرم باشد. خوشبختانه بازیگری شغل اولم نیست و مدیر یک شرکت صنایع چوب و تولید میز ال سی دی را بر عهده دارم و این باعث می شود هر نقشی را قبول نکنم و دست به انتخاب بزنم و در ضمن فرصت اشتغالی برای عده‌ای فراهم کنم. به هرحال از این بعد فقط نقش‌های متفاوت را بازی می‌کنم.

آیا لزوما یک بازیگر توانا و درجه یکی مثل شهاب حسینی می‌تواند کارگردان خوبی باشد؟

آمریکایی می‌گویند " حرفه‌ای‌ها تخصصی عمل می‌کنند ." شهاب حسینی بازیگر عجیب و غریبی است و درنسل خودش سزآمد است. بردن جایزه نخل طلای جشنواره کن از عهده هر بازیگری بر نمی‌آید. در تمرینات «اعتراف» به نبوغ حسینی در بازیگری پی بردم. زیرا در هدایت بازیگران درست عمل می‌کند. در مقطعی از تمرینات نقش تمام بازیگران به جز استاد نصیریان را برایشان بازی کرد. استاد نصیریان در خاتمه گفت " شهاب حسینی دوساعت پروفرمنس اجرا کرد." حسینی این کار را انجام داد تا بازیگران با مختصات نقششان آشنا بشوند و من همان روز کد ورود به دنیای شلدون هافمن را پیدا کردم . به نظر من در «اعتراف» حسینی به خوبی از پس کارگردانی برآمده است.

نقدی که خیلی از تئاتری‌ها به نمایش «اعتراف» انجام می‌دهند. این است که بازی‌ها نمایشی و اگزجره است. چقدر این نقد را قیول دارید؟

این نظر شخصی دوستان ایت و من آن را قبول ندارم . قرار بود بازی‌ها رئال باشد و دوران بازی‌های اگزجره در تئاتر به سر آمده است. درست است که ما نمایشی بازی می‌کنیم، اما بازیمان رئالیستی و مینی‌مال است. تئاتر یک نوع قرارداد و در جهت شو و نمایش است و بازی‌ها باید به نحوی دیده شود. من تلاش کردم در بازیم رئالیستی‌ام یک مقداری درشت تر بازی کنم تا تماشاگر بازیم را ببیند.

 آیا شلدون هافمن نمادی از سرمایه‌دار فاسد آمریکایی با تمام مختصا ت آن است؟

شلدون نمادی از یک فرد فاسد، بیمار و روانی است و نمونه‌اش را در ایران خودمان هم مداریم و بابک زنجانی مثال خوبی برای این مدعا است.

 آیا برای بازی کاراکتر بابک زنجانی را مورد توجه قرار دادید؟

نه ، من اشاره به وجوهات مختلف این دوتا آدم کردم. در همه جای دنیا چنین آدم‌هایی وجود دارد و نماد سرمایه‌داری فاسد و منحط هستند. این آدم‌ها با به دست آوردن پول نامشروع که حاصل دسترنج مردم است. ادعای خدایی دارند و مردم را برده خودشان می‌دانند و اجازه توهین به همه را به خودشان می‌دهند.

سرنوشت غایی و نهایی این آدم‌ها تباهی و نابودی است؟

 بله ، شلدون هافمن یک جورهایی با رسوایی که پیدا می‌کند و پول‌هایش را با جبر مرد قاتل به حساب مردم می‌ریزد از درون فرو می‌پاشد.

 معمولاً ایفای این نوع شخصیت‌ها به لحاظ نمایشی جذاب است؟

موافقم و شلدون یکی از جذاب‌ترین و دراماتیک‌ترین شخصیت‌های نمایش «اعتراف» است. من در بازیم تلاش کردم فراز و نشیب‌هایش را درست از کار در بیاورم. این شلدون یک جنون نهان هم دارد و ایفایش برایم چالش زا بود.

گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی