گزارش دومین برنامه نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران

خورد شدن خانواده در خفقان و زور

طبق اعلام قبلی قرار بود در آخرین شنبه هر ماه جلسات نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر برگزار شود اما جلسه آذر ماه با 2 هفته تاخیر و در روز شنبه 12 دی ماه برگزار شد و به نمایشنامه (لوتا پسر خوبی است) نوشته و کار فارس باقری استاد دانشگاه، نویسنده و کارگردان کشور اختصاص داشت که ساعت 18 در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان برگزار شد.

تعداد تماشاچیان از جلسه قبل هم بیشتر شده و به هر زحمتی هست خود را در گوشه وکنار سالن جای می دهند. فارس باقری به همراه شش بازیگرش که عینک های آفتابی بر چشم دارند پشت دو میز نشسته اند و بدون حرکت روبرو را نگاه می کنند. لباس های معمولی خودشان را بر تن دارند و یک بطری آب و یک متن نمایش مقابل هر کدامشان قرار دارد. ابتدا محمود رضا رحیمی مدیر کمیته علمی پژوهشی انجمن بازیگران خانه تئاتر و مسول برگزاری این برنامه به روی صحنه می آید و ضمن خوش آمد گویی و خیر مقدم و معرفی فارس باقری او و گروهش را به اجرای برنامه دعوت می کند.

فارس باقری هم ضمن سلام و خوش آمد گویی بازیگران خود را معرفی می کند و توضیح می دهد به علت اینکه یکی از بازیگرانش را در اختیار ندارد بازیگر نقش پدر نقش مرد سوم را هم می خواند و سپس خوانش شروع می شود.

هر شش بازیگر همزمان عینک های آفتابی خو را بر می دارند و روی میز می گزارند.باقری خودش دستور صحنه ها را می خواند و بازیگران نیز هر کدام به ترتیب نقش پدر ، مادر ، لوتا ، ریتا خواهر لوتا و مرد یک ، دو  و سه را می خوانند.

نمایشنامه (لوتا پسر خوبی است) داستان خانواده ای را روایت می کند که لوتا پسر خانواده برای دولت نویسندگی می کند، چیزهایی می نویسد و تحویل آنها می دهد ، پدر خانواده بیمار است ، مادر خانواده مدام پسر را نصیحت می کند که چه بپوشد چه بکند و همیشه نگران اوست ریتا دختر خانواده با کارهای برادرش مخالف است و در ضمن عاشق اوست. مرد یک و مرد دو مست ، وارد خانه آنها می شوند. آنها از طرف دولت آمده اند و قصد دارند با تزریق آمپول به پدرخانواده، او را ظاهرا درمان کنند اما پدر در صحنه بعد فوت می کند. مرد سومی وارد می شود وبا لوتا درگیر می شود که چرا همه آن چیزی را که می نویسد را تحویل دولت نمی دهد و بعضی از نوشته هایش را پیش خودش پنهان می کند.مرد سوم مدام از دشمن و اینکه دولت در گیر جنگ است صحبت می کند.لوتا بارها خود را ترسو و بزدل خطاب می کند و تکرار می کند که علاقه ای به رفتن به آنجا(محل کارش) ندارد.ریتا خروسی دارد که در ابتدای نمایش پدر قصد داشت خروس را بکشد، این خروس کفشی به پایش بسته شده و قادر به راه رفتن نیست.

 نمایشنامه (لوتا پسر خوبی است) فضای اجتماعی و سیاسی خفقان آوری را نمایش می دهد که در آن اجتماع ، این دولت است که بر همه چیز و همه کس مسلط است و تصمیم گیرنده در تمامی امور است. چیزی به نام حریم خصوصی و شخصی وجود ندارد و همه در حال پنهان کاری و انجام کارها در خفا هستند. حتی رابطه غیر متعارف خواهر و برادر خانواده و شاید در اعتراض به همین فضا و شکستن این روند خفقان آور ، زور و تجاوز است که لوتا در صحنه پایانی نمایش تمام لباسهایش را در مقابل خواهرش در می آورد و مقابل او می نشیند و در همین لحظه نمایش تمام می شود.

بعد از تشویق تماشاچیان محمود رضا رحیمی به روی صجنه می آید و با دعوت از خانم فریده آگاه از وی  می خواهد تا با تقدیم شاخه گل به بازیگران ، از آنها تقدیر کنند.سپس بازیگران یا به عبارتی نقش خوانان به جمع تماشاچیان می پیوندند و در ادامه رحیمی در کنار نویسنده می نشیند تا گفتگو را آغاز کنند.

همان طور که نویسنده هم تاکید می کند نمایش در یک فضای ریالیستی اتفاق نمی افتد و بر همین اساس با نمایشنامه پیچیده و در پاره ای از عناصر مبهم روبرو می شویم که به احتمال زیاد تفسیرهای متفاوتی را به همراه خواهد داشت.

گرچه تمامی بازیگران سعی می کنند نقش ها را به گفته فارس باقری فقط ساده بخوانند و درگیر بازی نشوند، اما بازیگر نقش مرد سه، این قاعده را رعایت نمی کند و بر خلاف دیگران کاملا در گیر بازی می شود و همچنین در طول اجرا و با شناختی که آرام آرام از شخصیت لوتا و ریتا پیدا می کنیم، شیوه ساده خوانی و بدون صرف انرژی زیاد وعدم تزریق احساس آنها هم دقیقا جزو ویژگی بازیگری این نقشها می شود.

البته باقری تمام این ویژگی های اجرایی را کارگردانی نمی نامد و در پاسخ یکی از حاضران که در مورد کارگردانی و بازیگری و شیوه خوانش نمایشنامه سوال می کند می گوید ( من اصلا کارگردانی نکرده ام، ما فقط خواستیم خیلی ساده فقط متن را بخوانیم وگرنه این بازیگران بازیگران خیلی خوبی هستند و توانایی زیادی دارند)

این پاسخ تناقض نگاه باقری را به مقوله کارگردانی در نمایشنامه خوانی بیشتر می کند چرا که در ادامه یکی از حاضرین در دفاع از اجرا تاکید می کند که اتفاقا بازی ها خیلی خوب بود و شخصیت لوتا دقیقا بازی که باید این شخصیت ارایه بدهد را نمایش می دهد، که البته این نوع اظهار نظرها می تواند برای کارگردان و گروه اجرایی جای تامل داشته باشد.

بحث در مورد شیوه های  نمایشنامه خوانی که بالا می گیرد رحیمی توضیحی به کنایه می دهد که بنا بر پژوهش های او 15 دلیل برای نمایشنامه خوانی در جهان وجود دارد که ایران دلیل شانزدهم آن را ارایه کرده است و آن هم عدم وجود امکانات لازم برای اجرای صحنه ای نمایشنامه هاست.

در ادامه در مورد انگیزه ها و هدف نویسنده چند سوال مطرح می شود و باقری اشاره می کند که تلاش دارد تا خودش را به متن سنجاق نکند و خود متن پاسخ سوال ها را بدهد.

 اما پاسخ بعضی از سوال ها را هم می دهد مانند سوالی یکی از تماشاچیان که آیا ارجاعاتی که متن نمایشنامه به چند کتاب و رمان می دهد از روی قصد بوده یا نه ؟

باقری پاسخ می دهد که به طور مستقیم قصد این کار را نداشته اما شاید تاثیرات خواندن این رمان ها ، در نمایشنامه خود را نشان می دهد و قصد ارجاع مخاطب به خواندن آن رمان ها و کتاب ها را به نیت درک کامل و بهتر نمایشنامه را ندارد و معتقد است متن باید بتواند بر روی پای خو بایستد و نباید نیاز به چوب زیر بغل داشته باشد.

اما از گفتگو های مخاطبان با نویسنده این طور به نظر می رسد کسانی که اشتراکات مطالعاتی بیشتری با نویسنده دارند رابطه بهتری با اثر برقرار کرده اند تا جایی که یکی از حاضرین تاکید می کند که متن را کامل و دقیق و بدون هیچ ابهامی درک می کند و از باقری تشکر می کند.

در مقابل این نظر مخاطبی هم اشاره می کند که این نحوه خوانش باعث خستگی و عدم ارتباط می شود و پیشنهاد می کند کاش بازیگران واقعا بازی می کردند نه فقط خوانش ساده از روی متن.

به هر حال خوانش نمایشنامه (لوتا پسر خوبی است) با نظرات دوگانه فراوانی همراه بود که این می تواند خصیصه این نوع نمایشنامه های غیر ریالیستی باشد که نمی توانند با مخاطبی که ذایغه اش سال هاست توسط کارهای سطحی تلویزیون نابود شده به راحتی ارتباط برقرار کنند و متاسفانه این ویژگی باعث می شود توپ مشکلات موجود در این نوع نمایشنامه ها همواره در زمین مخاطب آسیب دیده باقی بماند و خالقان این نوع آثار معمولا فرصت نقد و به چالش کشیده شدن اثرشان در یک درک برابر را از دست می دهند و احتمالا در کاستی ها و مشکلات خود باقی می مانند.

دومین برنامه نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران با اهدای گل به فارس باقری توسط فرزانه نشاط خواه و اعلام برنامه بعدی نمایشنامه خوانی انجمن توسط رحیمی که به تازه نوشته بهزاد فراهانی اختصاص خواهد یافت و روز شنبه 26 دی ماه برگزار خواهد شد به پایان رسید.

مجید قربانی

 

 

 

نگاهی به اولین جلسه نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر در دوره جدید

محمد چرمشیر و  خواهرانش در خانه هنرمندان

وارد خانه هنرمندان که می شوی در بین پوسترها و بروشورها و دیگر اقلام تبلیغاتی که نشان از پر کار بودن این مجموعه در رشته های مختلف هنری دارد ، پوستری از پرتره محمد چرمشیر در فضای ورودی ساختمان که متفکرانه به گوشه ای خیره شده و انگشت خود را می گزد خود نمایی می کند.

نزدیک تر که می شوی نوشته های اطراف پرتره محمد چرمشیر حکایت از یک جلسه نمایشنامه خوانی دارد به کوشش کمیته علمی پژوهشی انجمن بازیگران خانه تئاتر که در دوره جدید میزبان محمد چرمشیر و تازه ترین اثر او نمایشنامه خواهران است به همراه گفتگو با نادر برهانی مرند و نکته قابل توجه با خوانش محمد چرمشیر.

امروز سی ام آبان ماه 1394 است ساعت 18.30 و اینجا تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان ، راهروی باریک مقابل سالن و چیدمان پوسترهای قاب شده تئاترهای اجرا شده ماه ها و سال های قبل روی دیوارش هدایتت می کند به در ورودی سالن ، فضای کوچکی بین کافه شاپ و سالن که باید منتظر باشی تا برنامه شروع شود.آرام آرام تماشاگران  ومشتاقان دیدن این رویداد آن فضای کوچک را پر می کنند از مخاطبان عادی و دانشجویان تا اهالی شناخته شده تئاتر و سینما و سیما در بین حاضران دیده می شوند.

بروشور جلسه نمایشنامه خوانی توزیع می شود و در سالن با کمی تاخیر همیشگی باز می شود تعداد تماشاچیان از تعداد صندلی های محدود سالن خیلی بیشتر است و تقریبا دو ردیف از تماشاچیان روی تشکچه هایی روی زمین می نشینند. استقبال خوبی از جلسه نمایشنامه خوانی شده و تماشاچیان تا دقایقی بعد از شروع جلسه همچنان خود را یک گوشه سالن جای می دهند .

دو میز کوچک و جمع و جور ، دو صندلی و دو میکروفن روی میزها که با فاصله کمی از هم قرار داده شده اند تنها چیزهایی هستند که روی صحنه قرار دارند و خبری از چیدمان ، صحنه پردازی و وسایل صحنه زیاد که در بعضی از جلسات نمایشنامه خوانی دیده می شود نیست.

ابتدا خسرو احمدی از اعضای هیات مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر به حاضران خیر مقدم و خوش آمد می گوید و از بهزاد فراهانی رییس این انجمن دعوت می کند تا وی نیز صحبتی با حاضران در سالن انجام دهد.

بهزاد فراهانی پشت میکروفن قرار میگیرد و ضمن خوش آمد گویی و ابراز خرسندی از تشکیل این جلسه با زبان کنایه آمیز و طنز آلود همیشگی اش رییس خانه هنرمندان ، رجبی معمار را به روی صحنه و پشت میکروفن می کشاند.

رجبی معمار هم تلاش می کند در کوتاه ترین زمان خوشحالی خود را برای برگزاری چنین جلساتی ابراز کند و علاقه خود را به همراهی هنرمندان تئاتر و سپردن امور تئاتری ها به خودشان اعلام کند.

در ادامه با دعوت بهزاد فراهانی ، محمد چرمشیر به روی صحنه می آید . محمد چرمشیر ضمن خیر مقدم تماشاچیان را دعوت به یک پیشنهاد یعنی شنیدن جدیدترین نوشته خود می کند و تنها توضیحی که می دهد این است که نمایشنامه خواهران 6 شخصیت زن دارد و نمایشنامه را بر اساس 6 شخصیت زن نمایشنامه های برجسته جهان نوشته است.

خوانش محمد چرمشیر شروع می شود و در توضیح صحنه اشاره می کند که اتاقی را می بینیم که پر از کارتن های پر و خالی متعدد است و خواهر ششم مشغول بسته بندی و جمع کردن وسایل در داخل کارتون ها است و در طول خوانش متوجه می شویم که قرار است آنها به خانه جدیدی بروند.

نمایشنامه خواهران را به لحاظ حجم می توان جزو نمایشنامه های به نسبه کوتاه بر شمرد. تمام نمایش داخل همان اتاق می گذرد و با ورود و خروج 6 خواهر در طول نمایش و گفتگو های آنها باید با شخصیت آنها آشنا شویم و احتمالا با داستان و دیگر عناصر ارتباط برقرار کنیم.

خوانش نمایشنامه به پایان می رسد و بعد از تشویق محمد چرمشیر توسط حاضران نادر برهانی مرند به روی صحنه می آید و در کنار چرمشیر قرار می گیرد.

برهانی مرند پیشنهاد می کند به دلیل اینکه نمایشنامه را از قبل نخوانده و دایره بحث گستره بیشتری پیدا کند بجای گفتگو در مورد نمایشنامه خواهران در مورد محمد چرمشیر و دنیای نویسندگی او صحبت کنند و این را به انتخاب مخاطبان قرار می دهد و با پیشنهاد و سوال یکی از تماشاچیان جوان که احتمالا از دانشجویان تئاتر است گفتگو به سمت نمایشنامه خواهران پیش می رود. پرسش این بود که پیرنگ شما در این نمایشنامه چیست ؟ چرمشیر مکثی می کند و پاسخ می دهد که متوجه سوال شما نمی شوم و با تکرار سوال پاسخ می دهد که پیرنگ را بلد نیست و خلاصه چند سوال دیگر از چند نفر از این دست مانند هدف شما از نوشتن این نمایشنامه چیست ؟ این شش شخصیت مال شما نیست و آیا این کار ابزورد است؟ و غیره حسابی چرمشیر را عصبی می کند و در واکنش به این سوالها و اشاره های برهانی مرند برای ایجاد فضای متعادل و قابل گفتگو چرمشیر توضیحاتی به همراه گلایه ابراز می کند و به طور خلاصه اشاره می کند که من شغلم نویسندگی است و هر روز می نویسم و باید بنویسم و نوشته های من یک پیشنهاد است و برگرفته از دنیای خودم است من یر اساس مطالعه و احساس و واکنش خودم نسبت به هستی می نویسم و تاکید می کند که برای گذشتن از مانعی به نام فهمیدن و درک موضوع و اثر قرار نیست مانع را پایین بیاورم تا مخاطب از روی آن گذر کند من مینویسم و مطرح می کنم این مخاطب است که باید خودش را از این مانع عبور دهد و نباید با احساس و داشته خودش اثر را قضاوت کند.

وی در مورد شیوه خوانشش توضیح می دهد که من بعد از سی  سال می دانم که باید هر کدام از شخصیت ها را با چه لحن و شکلی بخوانم و می توانم این کار را بکنم اما قصد من از خوانش کل نمایشنامه بدون افزودن حس و حال خاصی قرار دادن بی واسطه کلمات و مقابله شما با کلمات است نه حس و حال پشت ان کلمات و شخصیت های نمایش.

در ادامه چند نظر و سوال خوب از طرف هوشمند هنر کار ، بهزاد فرهانی ، کریم مبارکه و ... باعث شد تا گفتگو های جلسه به سمتی که برهانی مرند در نظر داشت پیش برود اما افسوس که زمان جلسه رو به پایان بود و باید در همین زمان مراسم به پایان می رسید. در پایان جلسه محمود رضا رحیمی مسول کمیته علمی پژوهشی انجمن بازیگران خانه تئاتر به روی صحنه می آید و ضمن تقدیر و تشکر از همکاری همه دوستانش در انجمن بازیگران و فریده آگاه مسول برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی  از محمد چرمشیر با اهدای دسته گل تقدیر می کند و یاد آور می شود که قرار است جلسات بعدی نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر آخرین شنبه هر ماه برگزار شود. این جلسه با گرفتن عکس های یادگاری حاضران در سالن با گروه اجرایی به پایان می رسد.

مجید قربانی