" در "  نوشته مهدی مشهور 

طبق برنامه نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تآتر، چهارشنبه ۲۲ دی ماه ساعت ۴ عصر در سالن اجتماعات خانه تآتر، نمایشنامه " در " نوشته مهدی مشهور ، با نقش گردانی کتایون جهانگیری برگزار شد،  نقش خوانان: آتیه جاوید ، نازنین مهیمنی و کتایون جهانگیری بودند. خوشبختانه استقبال هنرمندان عزیز و علاقمندان گرامی خیلی خوب بود و باعث دلگرمی.                                          همزمان با ورود تماشاگران موسیقی خوبی پخش میشد، سه زن در انتهای صحنه هر کدام چمدانی بدست (چمدانهایی نمادین که خلاقانه درست شده بودند) پشت به تماشاگران ایستاده بودند، با قطع شدن موسیقی، هر سه بطرف تماشاگران برگشته و روی صندلی های جلو صحنه می نشینند، هر کدام در غالب تک گوییهایی، خودشان را روایت میکنند، دغدغه هایشان ، رویاها و آرزوهایشان ........ درون مایه اصلی متن درباره مهاجرت است، سه زن به نام های مرجانه همتی ، مرجانه ادبی و مرجانه مرادی، که چشم در چشم  تماشاگران، خودشان را و درونیات خود را به چالش می کشند، و درباره دلتنگی های انسان، بیگانگی، فرار از خویشتن و ...... با مخاطب حرف میزنند، آرام و قرار ندارند، هم در خانه و وطن احساس دلتنگی میکنند و مهاجرت را انتخاب میکنند، و هم در کشوری دیگر احساس غربت، این سه مرجانه به موازات هم راوی خودشان هستند، اما روایتهایشان در هم تنیده و انگار یکی می شوند، و تماشاگران نه با یک یا سه مرجانه که با هزاران مرجانه روبرو می شود ، و کسی بنام گلبهاری که به هر سه قول کمک برای رفتنشان داده و در واقع سرکارشان گذاشته است.   

مدت نمایشنامه خوانی حدود نیم ساعت بود.  کتایون توضیح صحنه ها را حذف  و بعضی صحنه ها را جابجا کرده بود، مخاطب سه زن را می بیند که بدون موقعیت زمانی و مکانی، و معلق در همه زمانها و مکانها، دغدغه هایشان را با آنها در میان میگذارد ، واگویه های دراماتیکی که مخاطب را درگیر مرجانه هایی میکند  که سودای رفتن دارن و دودلی های ماندن یا رفتن.  نگاه به این نمایشنامه خوانی و جدا از متن مهدی مشهور و بدون هیچ پیش زمینه ای، کتایون در کارش خیلی موفق بود، و توانست ارتباط برقرار کند با مخاطب. آن چیزی که مقابل تماشاگران خوانده شد، کلیتی از متن اصلی بود ، کلیتی صرفا درباره مهاجرت و دغدغه های آدمها، آدم هایی بدون موقعیت زمانی و مکانی . همانطور که کتایون خواسته بود جهانشول بودن این آدمها را بیشتر به رخ بکشد، در اینکار موفق شده بود.

بعد از آنتراکت کوتاه و پذیرایی، جلسه نقد و بررسی نمایشنامه خوانی با حضور بهزاد فراهانی رییس هیات مدیره انجمن بازیگران خانه تآتر، محمودرضا رحیمی کارشناس ، مهدی مشهور نویسنده نمایشنامه ، کتایون جهانگیری نقش گردان و همینطور نقش خوانان ، آتیه جاوید و نازنین مهیمنی برگزار شد.  بهزاد فراهانی ضمن خوشامدگویی به تماشاگران و خسته نباشید به گروه، از محمودرضا رحیمی خواست تا درباره نمایشنامه خوانی صحبت کند.  رحیمی در ادامه صحبتهایش که در مورد نقش و نقش آفرینی و دیالوگ و مونولوگ در تآتر از ابتدا تا کنون بود، درباره وجود موقعیت های زمان و مکان در نمایش صحبت کرد، و سوال از کتایون جهانگیری درباره حذف زمان و مکان و همینطور خوانده نشدن توضیحات صحنه در این نمایشنامه خوانی.  چند نفر از حاضرین هم سوال درباره حذف توضیح صحنه داشتند و اینکه با حذفشان مخاطب سردرگم می شود. پرستوکرمی مطرح کرد با اینکه من متن را نخوانده بودم و هیچ پیش زمینه ای در مورد متن نداشتم، اما خیلی این نمایشنامه خوانی را دوست داشتم و راحت ارتباط برقرار کردم، و کاملا این تعلیق آدمها را به مخاطب القا کرد.  مهدی مشهور نویسنده نمایشنامه درباره متن و صحبتهای حاضرین توضیح داد که : " این نمایشنامه حاصل دو سال تحقیق یک اکیپ درباره مهاجرت است ، این متن یک متن کاملا اجرایی است که فقط برای اجرا نوشته شده، همانطور که در اول متن هم توضیح دادم حدود ۵۰ درصد کار بدون دیالوگ است ، تصویر و فضاسازی خیلی عمده است ، صحنه های مختلف با استفاده از تصاویری که توسط حرکت و موقعیت بازیگران نسبت به صحنه، وسایل صحنه و بدنشان ساخته می شود شکل می گیرد.  من این را هم در ایران و هم در خارج از کشور اجرا کردم، و مدت زمان اجرا حدود یک ساعت و نیم شده بود. چون که این متن براساس تصاویر و حرکات نوشته شده که در اجرا پیاده می شود، همیشه فکر میکردم که این متن نمی تواند برای نمایشنامه خوانی مناسب باشد، خانم جهانگیری که تماس گرفتن تعجب کردم که چطور می خواهند متنی که صرفا برای اجراست نمایشنامه خوانی کنند، و واقعا اینکار جسارت زیادی می خواهد و این جسارتشان را تحسین میکنم ، در مورد حذف توضیح صحنه ها ویا جابجایی صحنه ها با من صحبت کردند، مخالفتی نداشتم چونکه سلیقه کاری ایشان بود"   بعد از صحبتهای مهدی مشهور ، کتایون جهانگیری درمورد صحبتهای حاضران توضیحاتی داد : " من این متن را خیلی دوست داشتم، ، بعد از صحبتی که با آقای مشهور داشتم تصمیم گرفتم توضیح صحنه هارا حذف کنم و بعضی صحنه ها را جابجا کردم، میدانستم که مدت زمان کوتاه خواهد شد، اما هدفی که داشتم مهم بود برایم، اعتقاد داشتم این سه زن می توانند یک زن واحد باشند به نمایندگی از هزاران زن دیگر که دغدغه های مشترک دارند، خواستم بدون موقعیت زمان و مکان باشند چونکه هیچ فرقی ندارد کجا باشند و چه زمانی باشند، مهم برای من نشان دادن تعلیقی بود که در زندگی این آدمها وجود دارد "  در پایان آقای فراهانی گفتند، گذشته از اینکه متن اصلی چه بوده و چقدر تغییر داشته، اما خود این نمایشنامه خوانی کار خوب و موفقی بود.

فریده آگاه

صدرالدین شجره

 

 

مجید قربانی

صدرالدینی از شجره ی اکبر رادی

شنبه 27 آذر 1395ساعت 18 و باز هم تالار استاد انتظامی خانه هنرمندان و باز هم نمایشنامه خوانی دیگر از انجمن بازیگران خانه تئاتر ، این بار صدرالدین شجره بازیگر،نویسنده و کارگردان تئاتر،رادیو و تلویزیون نمایشنامه ( ادبار یک شب عبوس ) نوشته خودش را برای خوانش در این جلسه آماده کرده بود.

جلسه با چند دقیقه تاخیر معمول این نوع جلسات شروع شد و ابتدا بهزاد فرهانی رییس انجمن بازیگران خانه تئاتر در مقابل تماشاگران حاضر در سالن که تمام جایگاه تماشاچیان را پر کرده بودند قرار گرفت و ضمن خوش آمد گویی اشاره به واقعه ای تلخ و تاسف بار داشت و گفت : متاسفانه با خبر شدیم امروز صبح جعفر والی از بزرگترین کارگردانان تاریخ تیاتر کشور فوت کردند. والی از کارگردانان پیشرو در دو دهه طلایی تیاتر ایران بود او با کارگردانی نمایشنامه (چوب به دستهای ورزیل) نوشته غلامحسین ساعدی اثری ماندگار خلق کرد و نسل طلایی بازیگران ما در آن نمایش بازی می کردند.

فراهانی در ادامه از حاضران در جلسه درخواست کرد به یاد جعفر والی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند و سپس ضمن تبریک میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق (ع) در مورد صدر الدین شجره گفت : شجره در دهه 40 به رادیو پیوست و با نویسندگی، کارگردانی و گویندگی کالبد شکافی بسیاری از مسایل را بر عهده گرفت و در رشد رادیو تاثیر داشت. او آثار بزرگی از ادبیات ایران و جهان را ضبط کرد. مهمترین ویژگی او در عرصه درام نویسی شاگردی اکبر رادی است.

در اتفاقی خاص فراهانی یاد آور شد که نمایشنامه ای که شجره برای امروز آماده کرده بسیار طولانی است و به خاطر محدودیت زمانی قرار است یک پرده آن را بخواند و احتمالا یا باقی نمایشنامه را برای مخاطبان تعریف می کند یا در جلسه ای دیگر ادامه آن را می خواند. همین توضیح و شرایط باعث شد تا جلسه با یک قرار ضمنی آغاز شود و بهزاد فراهانی هم به خاطر فیلمبرداری یک سریال تلویزیونی مجبور به خداحافظی و ترک جلسه شد و سکان هدایت جلسه را به دست فرزانه نشاط خواه مسول برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی سپرد.

صدرالدین شجره قبل از شروع خوانش نمایشنامه اش توضیح داد که نمایشنامه ( ادبار یک شب عبوس ) در چهار پرده تنظیم شده است و امروز یک پرده از آن را می خواند که حدود یک ساعت و بیست دقیقه طول می کشد.

به هر شکل با این مقدمه نسبتا طولانی خوانش شروع شد و شجره به تنهایی بجای تمام اشخاص نمایش دیالوگ ها و توضیحات صحنه را اصطلاحا نت خوانی می کرد اما بر خلاف چند خوانش به شیوه نت خوانی اخیر ، درصدی از حس و حال اشخاص نمایشنامه در لحن و صدای او نمایان بود و گویا ویژگی ها و توانایی های بازیگری و گویندگی شجره بر نمی تابیدند که او صرفا نت خوانی کند چرا که کم و بیش بجای شخصیت های نمایش بازی می کرد.

براستی اگر بهزاد فراهانی قبل از شروع جلسه به رابطه استاد و شاگردی رادی و شجره اشاره نمی کرد شاید حدس زدن این تاثیر جادویی رادی بر قلم شجره زیاد مشکل نبود.توضیح و توصیف صحنه نمایشنامه دقیقا خواننده و شنونده را به یاد آثار اکبر رادی می انداخت و براحتی می شد حضور رادی را در جای جای نمایشنامه ، در دیالوگ ها و بخصوص در شخصیت پردازی شخصیت موسی احساس کرد و شباهت خاص او با شخصیت معلم در نمایشنامه از پشت شیشه های رادی را لمس کرد.

( ادبار یک شب عبوس ) داستان یک خانواده ای را روایت می کند که در پرده اول  آن متوجه می شویم که موسی یک نمایشنامه نویس است که با همسرش که یک کارمند بازنشسته است به شدت اختلاف دارد. آنها دو دختر دارند که یکی از آنها در خارج از کشور دانشجوی رشته انگل شناسی است و دختر دیگر آنها ازدواج کرده و او هم دچار مشکلاتی است و با آنها در ارتباط است.

 

پس از حدود یک ساعت و بیست دقیقه و پایان خوانش پرده اول و تشویق تماشاچیان ، صدرالدین شجره توضیح داد که این نمایشنامه را سال 63 نوشته و امسال آن را بازنویسی کرده است.شجره توضیح می دهد که ممکن است در برداشت اول تصور شود که شخصیت زن در این نمایشنامه یک هیولا است اما اینطور نیست ما در ادامه نمایش می بینیم که این فقط یک عدم سازگاری دو انسان است.در پایان می بینیم که زن یک ساک برمی دارد و خانه را ترک می کند.البته این زمانی اتفاق می افتد که دختر دیگرش که از خارج از کشور برگشته با او صحبت می کند و مادر می پذیرد و به این نتیجه می رسیم که این زن انسان بدی نیست ، این زن و مرد همسو نیستند فقط همین.من در سال 63 این را احساس کردم و الان فکر میکنم که این مشکل بیشتر هم شده.

فرزانه نشاط خواه در مورد زمانبندی اجرای این نمایش سوال کرد و شجره پاسخ داد به قول اکبر رادی که در مورد طولانی بودن نمایشنامه اش از او سوال کردند و او پاسخ داد ( کی اومده اجرا کنه؟ کدومشون اجرا شده؟ که این نشه.) منجی در صبح نمناک رادی در ابتدا 167 صفحه بود اما زمانی که قرار شد اجرا شود بازنویسی شد. من هم فعلا کاری به اجرا ندارم و اگر قرار شد اجرا شود تغییراتی در متن می دهم تا کوتاه تر شود.

در ادامه یکی از تماشاچیان اشاره کرد فضا سازی کار خوب بود و قرار نیست همه نمایشنامه ها حتما برای  اجرا نوشته شوند.

و تماشاچی دیگری سوال کرد که آیا نمایشنامه برای حل این مشکل ( همسو نبودن بعضی آدمها ) پیشنهادی دارد؟ که شجره پاسخ داد نه من مخالف ارایه راه هستم من تشریح می کنم حتی در زندگی خودم هم همینطور هستم.

یکی دیگر از حاضران پیشنهاد کرد که اگر این متن برای رادیو تنظیم می شد خیلی خوب بود و شجره پاسخ داد : با شما موافقم من به این فکر نکرده بودم اما الان که فکر می کنم احساس میکنم ایده خوبیست.

در پایان صدرالدین شجره گفت:  بهتر است که آدمها یکدیگر را مسخره نکنند و با نیش و کنایه با هم صحبت نکنند چیزی که موسی را در این نمایش به سکته می اندازد نیش و کنایه است و او را مجبور به حرکت هیولا گونه می کند و این چیزی است که در جامع ما تکرار می شود.اما اگر زن بجای نیش و کنایه صادقانه بگوید که این مرد تنبل است و نمی رود سر کار بهتر است و آن مرد هم می پذیرد و می گوید بله من تنبلم و کار دیگری بلد نیستم و نمی توانم انجام بدهم.

در پایان ضمن تشویق صدرالدین شجره توسط تماشاچیان اعلام شد در صورت انجام هماهنگی لازم بخش دوم نمایشنامه ( ادبار یک شب عبوس ) توسط وی در جلسه بعدی خوانش خواهد شد.