ا

هدیه رضایی

 

یهام یا ابهام ، سلامتی یا طاعون

 

 

 

آخرین جلسه نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر در سال 95 اختصاص داشت به نمایشنامه

(کلمه،عشق،طاعون )

 نوشته هدیه رضایی که توسط خودش کارگردانی شده بود و روز چهارشنبه بیستم بهمن 95 ساعت 16 در سالن اجتماعات خانه تئاتر توسط ابوذر ساعدی ، میثم ملکی پور ،سارا الهیاری و هدیه رضایی خوانش شد.

پس از ورود تماشاچیان به داخل سالن ، خوانش گران با معرفی توضیح صحنه خوان گروه ، محمد احسان کریمی بر جای خود پشت یک میز نشستند و خوانش شروع شد.

نکته قابل توجه در شیوه خوانش انرژی خوب و تسلط بازیگران بر نقش در هنگام خواندن نمایشنامه وهمچنین زمانی که شخصیت آنها از صحنه خارج می شد آنها هم پشت به صحنه می شدند و با ورود شخصیت به صحنه دوباره رو به تماشاچی برمی گشتند.

نمایشنامه (کلمه،عشق،طاعون ) داستان دختری را روایت می کند که در شهر طاعون زده آوینیون فرانسه در قرن 14 میلادی دچار بیماری است و دکتر، دوست قدیمی و خانوادگی آنها به همراه مرد آشپز و دختر خدمتکار خانواده لحظات پایانی زندگی او را با کشمکش و تلاش برای تصاحب اموال دختر همراهی می کنند.

پس از پایان خوانش نمایشنامه و استراحت چند دقیقه ای جلسه گفتگو و پرسش و پاسخ با حضور محمد امیر یار احمدی نمایشنامه نویس برجسته کشور شروع شد.

یاراحمدی برای اولین سوال از کارگردان نمایش پرسید : شما به طور خلاصه بفرمایید داستان نمایش چیست ؟

هدیه رضایی گفت : دختری تنها در شهری که طاعون همه شهر را گرفته و پدرش او را تنها گذاشته

در انتظار معشوق و پدرش است و در پایان یک نفر بازمی گردد که معلوم نیست پدرش است یا معشوقش.

یار احمدی : دکتر کنش گر اصلی داستان است اما دلیل این خیانت او معلوم نیست و چه لزومی داشت که شهر دچار طاعون باشد؟

یکی از تماشاچیان پاسخ می دهد که : طاعون در شهر باعث می شود تا سو استفاده کنندگان فرصت خوبی پیدا کنند.

کارگردان نیز اشاره می کند که من معتقدم که در شرایط بحرانی چهره واقعی اشخاص مشخص می شود.

یاراحمدی ضمن تاکید بر شخصیت دکتر می گوید : منافع دکتر در این داستان چیست؟ و آیا اگر طاعون در شهر نبود فرانچسکو ( معشوق) دختر بر می گشت؟

رضایی : اگر بگویم بله معلوم می شود در پایان نمایش چه کسی برمی گشت- بله اگر طاعون نبود برمی گشت.من قبول دارم که متن ایراداتی دارد چه را که یک چیزهایی را از گذشته می گوید. و ما اطلاعات کمی از آنها داریم. خدمتکار فرزند نامشروع است و لاورو دختر واقعی پدرش است.

یار احمدی : چطور دختر با یک نامه جعلی از طرف پدرش که توسط دکتر ارایه می شود ، می پذیرد که دختر واقعی پدرش نیست و همه چیز را قبول می کند بدون دادگاه و کشمکشی؟

رضایی : بر اساس اعتماد و شناخت گذشته از شخصیت دکتر خانوادگی شان

یار احمدی در ادامه تاکید می کند که من معتقدم که نویسنده می داند که چه می خواهد بگوید اما بعضی از دیالوگها پارادوکس دارند و مقابل هم قرار می گیرند و دیالوگ ها ذهن نویسنده را نمایندگی نمی کنند.اما بازیگران و اجرا تلاش می کنند این نقص را بر طرف کنند. به طور مثال دختر در مورد پدر دچار دوگانگی می شود و در کل شخصیت ها دچار تزلزل می شوند که علت آن پیچیدگی قصه است اما این دلیل نمی شود که دیالوگ هم پیچیده باشد.

یکی از تماشاچیان اشاره می کند که نویسنده تاکید داشت که انسانها در شرایط بحرانی چهره واقعی خودشان را نشان می دهند و یار احمدی تاکید داشت که دلایل این ها در دیالوگ ها وجود ندارد.

فرزانه نشاط خواه ( مسول برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی ) نیز معتقد بود که دلیل این همه نفرت دکتر مشخص نیست؟

و هدیه رضایی پاسخ داد : دکتر آدمی است که در هر شرایطی تلاش می کند همه چیز به نفع خودش باشد.

یکی دیگر از حاضران در جلسه یادآور می شود که نمایش در قرن بیستم اتفاق می افتد و در آن زمان حفظ آبرو خیلی مهم بوده و دکتر هم تلاش می کند با تصاحب نیمی از اموال خانواده دختر و بخشیدن نیمی دیگر به خدمتکار آبروی خود را حفظ کند.

در پاسخ بر تاکیدات یاراحمدی بر نقاط ابهام و نا مشخص در نمایشنامه یکی از تماشاچیان اشاره می کند که اگر بپذیریم که داستان و نمایشنامه خوب داستان و نمایشنامه ایست که مانند کوه یخ یک سوم آن بیرون باشد و دو سوم آن درون آب باشد ، می توان ناگفته های این متن را هم جزو آن دو سوم درون آب دانست.

یار احمدی در ادامه به چند دیالوگ که مفهوم آن مشخص نیست اشاره کرد و تماشاچی دیگری یاآور شد که نمایشنامه جذاب است و در طول پنجاه دقیقه اجرا با مخاطبان خود ارتباط خوبی برقرار کرد و دارای قصه و یک پایان است.

نشاط خواه بار دیگر تاکید داشت که نمایشنامه بستر خوبی دارد اما نیاز به بازنویسی دارد و باید روی شخصیت ها کار شود.

یار احمدی نیز دوباره تاکید داشت که ما در نمایش خبر یا گزارش نمی دهیم ما در نمایش باید نشان دهیم.

و هدیه رضایی در پای

 

ان گفت : بد بودن لزوما دلیل و انگیزه نمی خواهد. کافی است مرد باشید و با وجود هورمون های مردانه به یک دختر پیشنهاد ازدواج بدهید (مانند پیشنهاد دکتر به دختر) کافی است دختر باشید تا عاشق پدرتان باشید حتی اگر او را تننها گذاشته و با کلفتشان رابطه داشته باشد.

محمد امیر یار احمدی نیز در پایان گفت : نمایشنامه طرح خوبی دارد اما نیاز دارد که چکش کاری یشود و مخاطب را دچار ابهام نکند،بهتر است اضافات متن حذف شود و دیالوگ ها ذهن نویسنده را نمایندگی کنند من معتقدم دیلوگ را باید طوری نوشت که یک بچه ده ساله هم آن را بفهمد.

در پایان می توان یادآور شد که آخرین جلسه نمایشنامه خوانی سال 95 یکی از بهترین جلسات پرسش و پاسخ را به همراه داشت و مهمترین بحث بین گفتگو ها تشخیص ایهام از ابهام در درام بود که البته به پایان مشترکی نرسید اما نقاط مبهم بسیاری را برای مخاطبان گشود و بحث های بسیار مفید و کارشناسانه ای رد و بدل شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

مجید قربانی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

رکورد دار گینس و استاد بزرگ شطرنج ایران در خانه تئاتر ایران همراه با مصاحبه ای با نفر اول این مسابقه استاد بهزاد فراهانی

رکورد دار گینس و استاد بزرگ شطرنج ایران  "احسان قائم مقامی "

در خانه تئاتر ایران همراه با مصاحبه ای با نفر اول این مسابقه "استاد بهزاد فراهانی"

 

بازی شطرنج بین دو حریف با 16 مهره (شاه،وزیر،دو رخ ، دو اسب ، هشت پیاده ، به دو رنگ سیاه و سفید) آغاز و هریک از حریفان مهره های خود را به نوبت بر روی صفحه سیاه و سفیدی با 64 مربع مساوی به حرکت در می آورند.

هدف هر بازیکن با حمله های پیاپی در نهایت است.

واژه شطرنج مآخوذ و معرب از " شترنگ" فارسی و از ریشه " چترنگ" پهلوی می باشد، و در اصل "شتورنگا" بوده که یک لفظ هندی است و از دو لفظ "شتور" به معنای چهار و "رنگا" به مفهوم بخشی از سیاه ترکیب شده است.

که معنای حقیق آن چهار ستون لشگر است و در صفحه شطرنج به صورت فیلم و اسب و ارابه ی جنگی و پیاده ها نشان داده شده است.

در واقع پس از حمله اسکندر به هند " ارابه ی جنگی " به علت عدم کارایی منسوخ و " رخ " یا " قلعه " جایگزین آن شد.

در این باب قصصی در شاهنامه ، تاریخ شطرنج در اسلام در دربار خلفا و همچنین در روایات گوناگون نقل شده است.

و اما قصه یا روایت ما چیز دیگریست :

 

هنرمندان با استفاده از رویدادها و قصه ها و مراسم گذشتگان ، رسالت آگاهی و ایجاد فرهنگ مردمی را به دوش می کشند.

اینبار نیز هنرمند نام آشنا و محبوب کشورمان و عضو هیآت مدیره خانه تئاتر " استاد بهزاد فراهانی " بر آن شد تا پرچم این رسالت بزرگ و کارآمد را به احتزاز درآورد.

بنابراین مسابقاتی در خانه تئاتر ایران به همت ایشان و ضمن دعوت از آقای " احسان قائم مقامی " اولین استاد بزرگ شطرنج ایران و رکورد دار بالاترین درجه بین المللی در فدراسیون جهانی شطرنج (2633) و دارنده رکورد در جهان که با 25 ساعت بازی شطرنج طی مسافت 56 کیلومتر ، نام خود و ایران را در کتاب گینس ثبت کرد.

وی همچنین در یک دوره بازی مقابل آناتولی کارپوز از قهرمانان اسطوره ای جهان که در تهران در بهمن 1378 برگزار شد،توانست در مجموع با امتیاز 5/10-5/9  رقیب خودرا شکست دهد.

در نشستی با آقای " بهزاد فراهانی " از چگونگی شکوفایی این فکر پرسیدم.

استاد سیر این حرکت ورزشی برای هنرمندان تئاتر از کجا آغاز و به چه صورت انجام شد؟

یکسال پیش طی جلسه ای در هیات مدیره خانه تئاتر مطرح کردم که یک مسابقه شطرنج در خانه تئاتر برگزار کنیم اما در آن زمان مورد استقبال واقع نشد.مدتی پیش دوباره پیشنهاد دادم که مسابقه شطرنج در انجمن بازیگران تئاتر برگزار و سپس آن را ارجاع بدهیم به تمام انجمن های صنفی خانه تئاتر و شاید هم تمام  به تمام جامعه هنری.

تجربه ای که داشتیم ، تجربه بیراهی نبود، چون منجر شد به حضور 16 نفر داوطلب شطرنج باز که به دو دسته تقسیم شدند و همه با هم بازی کردند و از درون انها دو گروه 4 نفره انتخاب شد و با هم بازی کردند ، یعنی هر بازیکنی چند بازی داشت تا به نهایی برسد.از این بازیکنان 4 نفر انتخاب شدند و در نهایت هر 4 نفر با هم بازی کردند و سپس یک بازی ضربدری داشتیم که نفرات اول،دوم،سوم و چهارم تعیین شدند.

و این تعداد همگی از اعضاء انجمن بازیگران خانه تئاتر بودند؟

بله همگی بازیگران تئاتر هستند.

چهارمین نفر آقای " فریدون محرابی " بود که البته بخاطر عجله ای که داشت و باید برای کاری می رفت باخت، اما بازیکن بسیار خوبی بود.

سومین نفر که به اعتقاد من بهترین شطرنج باز در بین بازیگران تئاتر ایران است اقای " مهدی میامی " بود که حتی می توانم بگویم که اگر هم به من باخته باشد مسئله رفاقتی بوده است.

البته اقای میامی با خضوع می گویند که اینطور نیست ، بردی و خوب بردی

اقای " البرزی " هم که از کامپیوتریست های شطرنج است مقام دوم را کسب کرد.

باید اضافه کنم بار دیگر اگر قرار باشد من این حرکت ورزشی را تکرار کنم بدون شک یک بارعام خواهم داد و از تمامی بازیکنان شطرنج جامعه هنری برای شرکت در مسابقه دعوت خواهم کرد. حتی مطلعم که در دوبلاژ بازیکنان قدر داریم و همینطور در انجمن کارکنان صحنه و طراحان، هنرمندانی که هیچوقت دیده نمیشوند ، چون در پشت صحنه فعالیت دارند،بازیکنان بسیار خوبی در این رشته دارم. در رادیو و دیگر رشته  های هنری هم همچنین

در واقع انتشار یک فراخوان کلی برای هنرمندان مشتاق و دارای هنر بازی شطرنج در برنامه کاریتان است و مایلید ار همه هنرمندان دعوت بفرمایید ؟

بله همه هنرمندان را در این حرکت ورزشی شریک خوهیم کرد.

از ابتدا چطور با آقای احسان قائم مقامی صحبت شد و از ایشان دعوت به عمل آمد؟

من با پدر آقای قائم مقامی سال ها دوست بودم.

در ابتدا به انجمن شطرنج ایران مراجعه کردم و با مدیریت آن که مردی بزرگ و انسانی شریف است برنامه را مطرح کردم ، که از طرف ایشان مورد استقبال قرار گرفت.

پس از آنکه ارتباط تلفنی داشتیم ، متوجه شدم که احسان قائم مقامی فرزند دوست دیرین من است که باعث خوشحالی من بود.

در این سالهای دوستی همیشه با پدر ایشان شطرنج بازی می کردم ، بی اطلاع از اینکه پدر یک رکورددار هستند.

و امروز که تشریف آوردند برخوردی با محبت و شایسته یک قهرمان داشتند

بازی کردیم،به ایشان باختیم ، اما دلپذیر

 و در آخر در بیست و سوم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و پنج ، جوایزی شامل مجموعه کتبی نفیس در باب هنر تئاتر ، دائره المعارف هنر از "رویین پاکباز"و نمایشنامه ها و آثاری از " گابریل گارسیا مارکز" ، "نجیب محفوظ" ، "نیما یوشیج" ، "آلیس سبالد"و.... به دست آقای احسان قائم مقامی تقدیم نفرات برتر در این رقابت شد که این مهم افتخاری برایمان بود.

هدف شما از ایجاد چنین حرکت زیبایی در خانه تئاتر چه بود؟

هدف من بیشتر این بود که فضا کم کم تبدیل شود به یک فضای بالنده و با طراوت.

طبیعتا ما برای آینده کوشش می کنیم که بخشی از ورزش را در انجمن نئاتر ایران راه اندازی و رواج دهیم.

درود بر شما استاد گرامی و سپاس از تمام توجهتان به پیشرفت هرچه بیشتر اهداف کارشناسانه تان برای جامعه هنری و اهالی تئاتر و دوستدارانتان.

و تبریک عرض می کنم بخاطر کسب مقام اول و درخششتان در این عرصه مسابقات شطرنج انجمن خانه تئاتر ایران.

بهارک توسلی