بسم الله الرّحمن الرّحیم

رکورد دار گینس و استاد بزرگ شطرنج ایران در خانه تئاتر ایران همراه با مصاحبه ای با نفر اول این مسابقه استاد بهزاد فراهانی

رکورد دار گینس و استاد بزرگ شطرنج ایران  "احسان قائم مقامی "

در خانه تئاتر ایران همراه با مصاحبه ای با نفر اول این مسابقه "استاد بهزاد فراهانی"

 

بازی شطرنج بین دو حریف با 16 مهره (شاه،وزیر،دو رخ ، دو اسب ، هشت پیاده ، به دو رنگ سیاه و سفید) آغاز و هریک از حریفان مهره های خود را به نوبت بر روی صفحه سیاه و سفیدی با 64 مربع مساوی به حرکت در می آورند.

هدف هر بازیکن با حمله های پیاپی در نهایت است.

واژه شطرنج مآخوذ و معرب از " شترنگ" فارسی و از ریشه " چترنگ" پهلوی می باشد، و در اصل "شتورنگا" بوده که یک لفظ هندی است و از دو لفظ "شتور" به معنای چهار و "رنگا" به مفهوم بخشی از سیاه ترکیب شده است.

که معنای حقیق آن چهار ستون لشگر است و در صفحه شطرنج به صورت فیلم و اسب و ارابه ی جنگی و پیاده ها نشان داده شده است.

در واقع پس از حمله اسکندر به هند " ارابه ی جنگی " به علت عدم کارایی منسوخ و " رخ " یا " قلعه " جایگزین آن شد.

در این باب قصصی در شاهنامه ، تاریخ شطرنج در اسلام در دربار خلفا و همچنین در روایات گوناگون نقل شده است.

و اما قصه یا روایت ما چیز دیگریست :

 

هنرمندان با استفاده از رویدادها و قصه ها و مراسم گذشتگان ، رسالت آگاهی و ایجاد فرهنگ مردمی را به دوش می کشند.

اینبار نیز هنرمند نام آشنا و محبوب کشورمان و عضو هیآت مدیره خانه تئاتر " استاد بهزاد فراهانی " بر آن شد تا پرچم این رسالت بزرگ و کارآمد را به احتزاز درآورد.

بنابراین مسابقاتی در خانه تئاتر ایران به همت ایشان و ضمن دعوت از آقای " احسان قائم مقامی " اولین استاد بزرگ شطرنج ایران و رکورد دار بالاترین درجه بین المللی در فدراسیون جهانی شطرنج (2633) و دارنده رکورد در جهان که با 25 ساعت بازی شطرنج طی مسافت 56 کیلومتر ، نام خود و ایران را در کتاب گینس ثبت کرد.

وی همچنین در یک دوره بازی مقابل آناتولی کارپوز از قهرمانان اسطوره ای جهان که در تهران در بهمن 1378 برگزار شد،توانست در مجموع با امتیاز 5/10-5/9  رقیب خودرا شکست دهد.

در نشستی با آقای " بهزاد فراهانی " از چگونگی شکوفایی این فکر پرسیدم.

استاد سیر این حرکت ورزشی برای هنرمندان تئاتر از کجا آغاز و به چه صورت انجام شد؟

یکسال پیش طی جلسه ای در هیات مدیره خانه تئاتر مطرح کردم که یک مسابقه شطرنج در خانه تئاتر برگزار کنیم اما در آن زمان مورد استقبال واقع نشد.مدتی پیش دوباره پیشنهاد دادم که مسابقه شطرنج در انجمن بازیگران تئاتر برگزار و سپس آن را ارجاع بدهیم به تمام انجمن های صنفی خانه تئاتر و شاید هم تمام  به تمام جامعه هنری.

تجربه ای که داشتیم ، تجربه بیراهی نبود، چون منجر شد به حضور 16 نفر داوطلب شطرنج باز که به دو دسته تقسیم شدند و همه با هم بازی کردند و از درون انها دو گروه 4 نفره انتخاب شد و با هم بازی کردند ، یعنی هر بازیکنی چند بازی داشت تا به نهایی برسد.از این بازیکنان 4 نفر انتخاب شدند و در نهایت هر 4 نفر با هم بازی کردند و سپس یک بازی ضربدری داشتیم که نفرات اول،دوم،سوم و چهارم تعیین شدند.

و این تعداد همگی از اعضاء انجمن بازیگران خانه تئاتر بودند؟

بله همگی بازیگران تئاتر هستند.

چهارمین نفر آقای " فریدون محرابی " بود که البته بخاطر عجله ای که داشت و باید برای کاری می رفت باخت، اما بازیکن بسیار خوبی بود.

سومین نفر که به اعتقاد من بهترین شطرنج باز در بین بازیگران تئاتر ایران است اقای " مهدی میامی " بود که حتی می توانم بگویم که اگر هم به من باخته باشد مسئله رفاقتی بوده است.

البته اقای میامی با خضوع می گویند که اینطور نیست ، بردی و خوب بردی

اقای " البرزی " هم که از کامپیوتریست های شطرنج است مقام دوم را کسب کرد.

باید اضافه کنم بار دیگر اگر قرار باشد من این حرکت ورزشی را تکرار کنم بدون شک یک بارعام خواهم داد و از تمامی بازیکنان شطرنج جامعه هنری برای شرکت در مسابقه دعوت خواهم کرد. حتی مطلعم که در دوبلاژ بازیکنان قدر داریم و همینطور در انجمن کارکنان صحنه و طراحان، هنرمندانی که هیچوقت دیده نمیشوند ، چون در پشت صحنه فعالیت دارند،بازیکنان بسیار خوبی در این رشته دارم. در رادیو و دیگر رشته  های هنری هم همچنین

در واقع انتشار یک فراخوان کلی برای هنرمندان مشتاق و دارای هنر بازی شطرنج در برنامه کاریتان است و مایلید ار همه هنرمندان دعوت بفرمایید ؟

بله همه هنرمندان را در این حرکت ورزشی شریک خوهیم کرد.

از ابتدا چطور با آقای احسان قائم مقامی صحبت شد و از ایشان دعوت به عمل آمد؟

من با پدر آقای قائم مقامی سال ها دوست بودم.

در ابتدا به انجمن شطرنج ایران مراجعه کردم و با مدیریت آن که مردی بزرگ و انسانی شریف است برنامه را مطرح کردم ، که از طرف ایشان مورد استقبال قرار گرفت.

پس از آنکه ارتباط تلفنی داشتیم ، متوجه شدم که احسان قائم مقامی فرزند دوست دیرین من است که باعث خوشحالی من بود.

در این سالهای دوستی همیشه با پدر ایشان شطرنج بازی می کردم ، بی اطلاع از اینکه پدر یک رکورددار هستند.

و امروز که تشریف آوردند برخوردی با محبت و شایسته یک قهرمان داشتند

بازی کردیم،به ایشان باختیم ، اما دلپذیر

 و در آخر در بیست و سوم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و پنج ، جوایزی شامل مجموعه کتبی نفیس در باب هنر تئاتر ، دائره المعارف هنر از "رویین پاکباز"و نمایشنامه ها و آثاری از " گابریل گارسیا مارکز" ، "نجیب محفوظ" ، "نیما یوشیج" ، "آلیس سبالد"و.... به دست آقای احسان قائم مقامی تقدیم نفرات برتر در این رقابت شد که این مهم افتخاری برایمان بود.

هدف شما از ایجاد چنین حرکت زیبایی در خانه تئاتر چه بود؟

هدف من بیشتر این بود که فضا کم کم تبدیل شود به یک فضای بالنده و با طراوت.

طبیعتا ما برای آینده کوشش می کنیم که بخشی از ورزش را در انجمن نئاتر ایران راه اندازی و رواج دهیم.

درود بر شما استاد گرامی و سپاس از تمام توجهتان به پیشرفت هرچه بیشتر اهداف کارشناسانه تان برای جامعه هنری و اهالی تئاتر و دوستدارانتان.

و تبریک عرض می کنم بخاطر کسب مقام اول و درخششتان در این عرصه مسابقات شطرنج انجمن خانه تئاتر ایران.

بهارک توسلی

خداحافظ رفيق
گام هايم را تند مي كنم ،
هوا بس نا جوانمردانه سرد است ولي شوق ديدار يار غايب سرماي هوا را قابل تحمل مي كند به تالار سنگلج مي رسم پوستر زنده ياد والي عزيز را مي بينم با همان لبخند هميشگي دلتنگ از نبودنش وارد تالار مي شوم هنوز به آغاز مراسم ساعتي مانده و فقط دوستاني را مي بينم كه با جان و دل مشغول تمرين و آماده شدن براي برگزاري مراسم هستند . دوستانِ جان ، علي بي غم و حميده صمدي و محمد علي نوروش و كاميار محبي و مسعود رحيم پور ، با تمام وجود مي كوشند براي برگزاري مراسمي كه در خور والي عزيز باشد كم كم تالار شلوغ مي شود هر كسي كه مي آيد از او مي گويد از مهرباني اش و تأثير گذاري او در دو دهـه تاتر ايران .
چهره هاي آشنايي مي بينم كه به شوق ديدار يار غايب آمده اند داريوش اسدزاده عزيز ، محمد اسكندري ،رضا بابك ، داوود فتحعلي بيگي ، كاظم هژير آزاد ، بهزاد فراهاني ، فرزانه نشاط خواه و خيلي از اساتيد ديگر ... بيش از هشتاد نود نفر كه همگي از دور يا نزديك والي عزيز را مي شناختند.
بالاخره مراسم شروع مي شود خوانش دو نمايشنامه در گوش سالمم زمزمه كن و چهل روز قبل از عروج نمايشنامه هايي كه استاد والي قصد داشت آنها را به صحنه ببرد كه متاسفانه اجل مهلتش نداد و دكلمه و سه تار نوازي علي بي غم كه از دل مي نواخت و لاجرم هم بر دل مي نشست و تأثير گذار بود و كيلپ ي از كار هاي اجرايي استاد و قطعات موسيقي از جمله برنامه هاي اين مراسم بود . خوانش آنچه فرزندان والي براي پدر نوشته بودند پايان بخش مرثيه اي بود براي رفيقي دوست داشتني خداحافظ رفيق يادت با ماست و نامت ماندگار در تاريخ تاتر ايران زمين.

زندیش حمیدی