بزرگداشت مجید فلاح زاده

شنبه 11 شهریورهزارو سیصدو نود وشش، مراسم بزرگذاشتی برای مجید فلاح زاده به همت انجمن بازیگران خانه تئاتر درحضورجمعی از خانواده و دوستان قدیم و جدید ایشان در سالن اجتماعات خانه تئاتر برگزارشد. این مراسم صمیمی و بی تشریفات تنک برگزار شد. غیراز آقای بهزاد فراهانی رئیس انجمن بازیگران که گرداننده ی این مجلس بود عزیزانی هم در رثای مرحوم از جمله خاطراتشان با او سخنانی گفتند و نوشته هایی  هم  خوانده شد. دو نوشته ای که خوانده شد، یکی توسط حمید نعمت الهی دوست دیرین فلاح زاده بود و دیگری نوشته ی هوشمند هنر کار که توسط خانم ناهید مسلمی قرائت شد. هرد دو مرقومه  بسیار تاثیر گذار و ماندنی بود نوشته ی آقای حمید نعمت الهی بار ها اشک برصورت خود نویسنده جاری کرد و بغض چندین مدعو از جمله نگارنده را نیز ترکاند. متن نوشته بیشتر از حشر نشر نگارنده با مجید فلاح زاده در دوران گذشته بود.آنچه در این متن خود نمایی بی چون چرایی داشت که شاید خیلی از مخاطبان از آن مطلع نبودند و آقای نعمت الهی در نوشته اش به آن اشاره مبسوطی کرده بود نقش برجسته ی همراه و همقدم و دوست و یار دیرینش "بهرخ حسین بابایی" بازیگر، خواننده مترجم وهمسر نازنین فلاح زاده بود خیلی ها از این نوشته  دانستند که مجید از روزگاران جوانی با بهرخ ازدواج کرده و همپای فلاح زاده سفر دور و دراز ناگزیری را تحمل کرده و همچنان تا آخرین دم حیات وی و تنها پسرش را تنها نگذاشته و همواره همراه و کمک حال و تیماردارش بوده است.

دومین نوشته زیبا از هوشمند هنر کار بود که در کانادا زندگی می کند و از دور خبرمرگ مجید را شنیده بوده است. این نوشته با خوانش ناهید مسلمی تاثیر مشخص و قابل توجهی در حضار گذاشت.

نگارنده از آقای فراهانی قول گرفت که کپی این نوشته ها را برای درج در سایت از آقای نعمت الهی بگیرند تا سهم بیشتری از دوستان بتوانند از طریق سایت از آن بهرمند شوند.

درخلال برنامه دو فیلم کوتاه ساده صمیمی و بی تشریفات از مصاحبه  های مجید فلاح زاده در خارج از کشور پخش شد.

ازجمله سخنوران "فرزانه نشاط خواه" وهمسرش " جمشید جهان زاده " فارغ التحصیلان دانشکده دراماتیک و از شاگردان استاد فلاح زاده  بودند که خاطراتی که در منقبت و گذشته پر بار استاد خود سخن گفتند.

برادرمرحوم فلاح زاده نیز که شبهاهت عجیبی به خود مجید  داشت با بغض سخنان کوتاهی در رثای وی ابراز کرد.

یکی از سخنرانان که ظاهرا هم دانشکده ای و یا همشاگردی آقای فلاح زاده بود "محمود رهبر" برادر "ابراهیم رهبر" نویسنده بود که در سخنان کوتاهش  گفت از دوران صفویه به این سو عادت ما ایرانیان شده که  از کسی که در می گذرد و منشاء خدماتی بوده قدیس بسازیم.مجید فلاح زاده هم مانند خیلی از استادان بود که از بین رفتند و فراموش شدند اما کار و اثرشان باقی است که مردم استفاده می کنند و یادشان را گرامی میدارند...

سخن محمود رهبر کوتاه اما بسیارتوفنده بود  می توان گفت همه را حیران و انگشت به دهان نگاه داشت.فضای مجلس را خراب کرد. همه تلاشی که برای این بزرگوار انجام شده بود و متن های ارزشمندی که به زحمت  در رثای این استاد نوشته خوانده  شد را زیر سوال برد و سردی خاصی به جو مجلس نشاند.

آقای فراهانی که فشار خونش از این سخنان بالا رفته بود خیلی خود را کنترل کرد. انگشتانش شروع به لرزیدن کرد. ولی خیلی متین پاسخ و شسته رفته ای به این شرکت کننده ودوست قدیمی مجید فلاح زاده داد. وی ابتدا به طور متینی از ارزش های ادبی ، هنری، و علمی وی در حوزه تئاتر که به جمع ما مربوط است سخن گفت  و از نامهربانی هایی که به این مرد رفته یاد کرد. به خوبی معلوم بود که اثر منفی سخنان محمود رهبر را تا حدی خنثی کرد. از جمله به این مطلب اشاره داشت که وی آنچنان سخاوتمند بود که نداشته اش را خرج دوستان و مهمانان خود می کرد و چند مثال از خودش که چند روز مهمان او بوده زد و چشم در چشم محمود رهبراضافه نمود این خصیصه در معدود کسانی یافت می شود که ای چه بسا نمی شود. ونیز به صراحت  به خود اشاره کرد و گفت  مثلا این خصیصه در خود من نیست.حال اگر ما از خصایص خوب یک شخصیت ادبی ، هنری، علمی، تئاتری  که دور از وطن بوده ولی در جهت هنر و تئاتر تلاش کرده  تجلیل می کنیم قدیس سازی کرده ایم؟!.خیر  این بی انصافی است .

معلوم بود که گوینده با این توضیحات از گفته ی خود پشیمان گشته و به نظر می رسید که می خواهد سخنان خود را توجیه کند که منظورش چه بوده . وقت تمام شد.

نگارنده امید وار است که نوشته ها و گفته های این مراسم را یکجا به دست آورد و بی کم و کاست در سایت بگذارد تا مورد استفاده دوستان عزیز قرار گیرد.

نکته ی قابل توجه مهم برای انجمن بازیگران خانه تئاتر حضور کمرنگ اعضاء انجمن بازیگران در این فراخوان انجمنی بود که جدا قابل انتقاد است اجازه بدهید از خود انتقاد کنیم . به نظر می رسد اعضاء انجمن ما اهداف و نیات صنف را یا نمی دانند و یا به فراموشی سپرده اند. و این فراموشی و بی اعتنایی مانند حضور در مجمع عمومی دوراول و دوم این دوره بسیارنا امید کننده و اسفبار و قابل انتقاد است. باوجود اطلاع رسانی وسیع توسط روابط عمومی انجمن و سرگروه ها، تعداد انگشت شماری از اعضاء شرکت کردند متاسفانه خود سرگروه ها نیز رغبت شرکت در این مراسم پر معنا را نداشتند و فقط به خبر رسانی اکتفا کردند.این بی اعتنایی به آن معناست که هیات مدیره این دوره فقط برای خودشان حرف می زنند وصدای خودشان را می شوند و بس.

هژیرآزاد

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید