نگاهی به اولین جلسه نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر در دوره جدید

محمد چرمشیر و  خواهرانش در خانه هنرمندان

وارد خانه هنرمندان که می شوی در بین پوسترها و بروشورها و دیگر اقلام تبلیغاتی که نشان از پر کار بودن این مجموعه در رشته های مختلف هنری دارد ، پوستری از پرتره محمد چرمشیر در فضای ورودی ساختمان که متفکرانه به گوشه ای خیره شده و انگشت خود را می گزد خود نمایی می کند.

نزدیک تر که می شوی نوشته های اطراف پرتره محمد چرمشیر حکایت از یک جلسه نمایشنامه خوانی دارد به کوشش کمیته علمی پژوهشی انجمن بازیگران خانه تئاتر که در دوره جدید میزبان محمد چرمشیر و تازه ترین اثر او نمایشنامه خواهران است به همراه گفتگو با نادر برهانی مرند و نکته قابل توجه با خوانش محمد چرمشیر.

امروز سی ام آبان ماه 1394 است ساعت 18.30 و اینجا تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان ، راهروی باریک مقابل سالن و چیدمان پوسترهای قاب شده تئاترهای اجرا شده ماه ها و سال های قبل روی دیوارش هدایتت می کند به در ورودی سالن ، فضای کوچکی بین کافه شاپ و سالن که باید منتظر باشی تا برنامه شروع شود.آرام آرام تماشاگران  ومشتاقان دیدن این رویداد آن فضای کوچک را پر می کنند از مخاطبان عادی و دانشجویان تا اهالی شناخته شده تئاتر و سینما و سیما در بین حاضران دیده می شوند.

بروشور جلسه نمایشنامه خوانی توزیع می شود و در سالن با کمی تاخیر همیشگی باز می شود تعداد تماشاچیان از تعداد صندلی های محدود سالن خیلی بیشتر است و تقریبا دو ردیف از تماشاچیان روی تشکچه هایی روی زمین می نشینند. استقبال خوبی از جلسه نمایشنامه خوانی شده و تماشاچیان تا دقایقی بعد از شروع جلسه همچنان خود را یک گوشه سالن جای می دهند .

دو میز کوچک و جمع و جور ، دو صندلی و دو میکروفن روی میزها که با فاصله کمی از هم قرار داده شده اند تنها چیزهایی هستند که روی صحنه قرار دارند و خبری از چیدمان ، صحنه پردازی و وسایل صحنه زیاد که در بعضی از جلسات نمایشنامه خوانی دیده می شود نیست.

ابتدا خسرو احمدی از اعضای هیات مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر به حاضران خیر مقدم و خوش آمد می گوید و از بهزاد فراهانی رییس این انجمن دعوت می کند تا وی نیز صحبتی با حاضران در سالن انجام دهد.

بهزاد فراهانی پشت میکروفن قرار میگیرد و ضمن خوش آمد گویی و ابراز خرسندی از تشکیل این جلسه با زبان کنایه آمیز و طنز آلود همیشگی اش رییس خانه هنرمندان ، رجبی معمار را به روی صحنه و پشت میکروفن می کشاند.

رجبی معمار هم تلاش می کند در کوتاه ترین زمان خوشحالی خود را برای برگزاری چنین جلساتی ابراز کند و علاقه خود را به همراهی هنرمندان تئاتر و سپردن امور تئاتری ها به خودشان اعلام کند.

در ادامه با دعوت بهزاد فراهانی ، محمد چرمشیر به روی صحنه می آید . محمد چرمشیر ضمن خیر مقدم تماشاچیان را دعوت به یک پیشنهاد یعنی شنیدن جدیدترین نوشته خود می کند و تنها توضیحی که می دهد این است که نمایشنامه خواهران 6 شخصیت زن دارد و نمایشنامه را بر اساس 6 شخصیت زن نمایشنامه های برجسته جهان نوشته است.

خوانش محمد چرمشیر شروع می شود و در توضیح صحنه اشاره می کند که اتاقی را می بینیم که پر از کارتن های پر و خالی متعدد است و خواهر ششم مشغول بسته بندی و جمع کردن وسایل در داخل کارتون ها است و در طول خوانش متوجه می شویم که قرار است آنها به خانه جدیدی بروند.

نمایشنامه خواهران را به لحاظ حجم می توان جزو نمایشنامه های به نسبه کوتاه بر شمرد. تمام نمایش داخل همان اتاق می گذرد و با ورود و خروج 6 خواهر در طول نمایش و گفتگو های آنها باید با شخصیت آنها آشنا شویم و احتمالا با داستان و دیگر عناصر ارتباط برقرار کنیم.

خوانش نمایشنامه به پایان می رسد و بعد از تشویق محمد چرمشیر توسط حاضران نادر برهانی مرند به روی صحنه می آید و در کنار چرمشیر قرار می گیرد.

برهانی مرند پیشنهاد می کند به دلیل اینکه نمایشنامه را از قبل نخوانده و دایره بحث گستره بیشتری پیدا کند بجای گفتگو در مورد نمایشنامه خواهران در مورد محمد چرمشیر و دنیای نویسندگی او صحبت کنند و این را به انتخاب مخاطبان قرار می دهد و با پیشنهاد و سوال یکی از تماشاچیان جوان که احتمالا از دانشجویان تئاتر است گفتگو به سمت نمایشنامه خواهران پیش می رود. پرسش این بود که پیرنگ شما در این نمایشنامه چیست ؟ چرمشیر مکثی می کند و پاسخ می دهد که متوجه سوال شما نمی شوم و با تکرار سوال پاسخ می دهد که پیرنگ را بلد نیست و خلاصه چند سوال دیگر از چند نفر از این دست مانند هدف شما از نوشتن این نمایشنامه چیست ؟ این شش شخصیت مال شما نیست و آیا این کار ابزورد است؟ و غیره حسابی چرمشیر را عصبی می کند و در واکنش به این سوالها و اشاره های برهانی مرند برای ایجاد فضای متعادل و قابل گفتگو چرمشیر توضیحاتی به همراه گلایه ابراز می کند و به طور خلاصه اشاره می کند که من شغلم نویسندگی است و هر روز می نویسم و باید بنویسم و نوشته های من یک پیشنهاد است و برگرفته از دنیای خودم است من یر اساس مطالعه و احساس و واکنش خودم نسبت به هستی می نویسم و تاکید می کند که برای گذشتن از مانعی به نام فهمیدن و درک موضوع و اثر قرار نیست مانع را پایین بیاورم تا مخاطب از روی آن گذر کند من مینویسم و مطرح می کنم این مخاطب است که باید خودش را از این مانع عبور دهد و نباید با احساس و داشته خودش اثر را قضاوت کند.

وی در مورد شیوه خوانشش توضیح می دهد که من بعد از سی  سال می دانم که باید هر کدام از شخصیت ها را با چه لحن و شکلی بخوانم و می توانم این کار را بکنم اما قصد من از خوانش کل نمایشنامه بدون افزودن حس و حال خاصی قرار دادن بی واسطه کلمات و مقابله شما با کلمات است نه حس و حال پشت ان کلمات و شخصیت های نمایش.

در ادامه چند نظر و سوال خوب از طرف هوشمند هنر کار ، بهزاد فرهانی ، کریم مبارکه و ... باعث شد تا گفتگو های جلسه به سمتی که برهانی مرند در نظر داشت پیش برود اما افسوس که زمان جلسه رو به پایان بود و باید در همین زمان مراسم به پایان می رسید. در پایان جلسه محمود رضا رحیمی مسول کمیته علمی پژوهشی انجمن بازیگران خانه تئاتر به روی صحنه می آید و ضمن تقدیر و تشکر از همکاری همه دوستانش در انجمن بازیگران و فریده آگاه مسول برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی  از محمد چرمشیر با اهدای دسته گل تقدیر می کند و یاد آور می شود که قرار است جلسات بعدی نمایشنامه خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر آخرین شنبه هر ماه برگزار شود. این جلسه با گرفتن عکس های یادگاری حاضران در سالن با گروه اجرایی به پایان می رسد.

مجید قربانی

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید